56- قورباغه‌ها و نگرش سیستمی!

«نگرش سیستمیک به ما می‌گوید که برای فهمیدن مشکلات اساسی لازم است به مسائلی فراتر از اشتباهات فردی و یا بخت و اقبال نامساعد بپردازیم. باید از وقایع وشخصیت‌ها بالاتر برویم. باید به عمق ساختاری پی ببریم که اعمال افراد و شرایط را به گونه‌ای شکل می‌دهد که رویکردی اتفاق می‌افتد.»

پیترسنگه، کتاب پنجمین فرمان

 

frog

می‌گن یک محموله قورباغه زنده (مثلا 5000 قورباغه) قرار بود از ایران به یک کشور اروپایی صادر بشه. جعبه فرستاده شد. در فرودگاه مقصد، بازرس خریدار متوجه شد که در جعبه بازه و کلی شاکی شد که: «ای بابا! حالا باید هر 5000 قورباغه رو شمرد!» مدیر زرنگ شرکت خریدار که همراهش بود گفت: «لازم نیست. چیزی کم نشده. تضمین می‌دم!» و در برابر چشم‌های از حدقه بیرون‌زده بازرس، توضیح داد که: «این قورباغه‌ها ایرانی هستند. یا اصلا نمی‌پرن، یا اگه یکی بخواد بپره، بقیه پاش رو می‌گیرن و دوباره می‌کشنش توی جعبه!»

 

به نظر من، یکی از عناصر شکل‌دهنده ساختار در جامعه ما، این است که هرکسی فکر می‌کند بقیه مقصرند. نه خودش! و دیگر این که ما آن‌قدر بلوغ زندگی اجتماعی نیافته‌ایم که بفهمیم لازم است رشد کنیم و یا تحمل رشد بقیه را داشته باشیم و دیگر این که ....

/ 35 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
CARLOS

درود . چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه ي قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست . شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند كه دست از تلاش برداريد ، چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد اما قورباغه ي ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي كرد . بقيه ي قورباغه ها فرياد مي زدند كه دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بيشتري تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد وقتي از گودال بيرون آمد ،‌ بقيه ي قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ معلوم شد كه قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند >>>>

CARLOS

>>>> و اين در دنيای امروزی ما چيزی شگفت انگيز نيست! پايدار باشيد وشکيبا ، پدرود

پريا

سلام .. احسنت .. چه مثل زيبايی در اين مورد زدين! کاش همه ما از خودمون شروع کنيم ...

حميد

در مورد مطلبت یک مثالی هم من دارم از شهرمون . من الان خودم ساکن جنوب (اهوازم). زيبا ترين محله شهرمون از نظر زيبايی ، فضاي سبز و سبک شهرسازی اسمش هست نيوسايت که کار انگليسی ها و آمريکايی هاست و ۴۰ سال پيش ساخته شده . الان بعد از ۲۵ سال از انقلاب که ما داعيه بيرون کرده استعمار و کنترل امور بدست خود ايراني ها را داريم هنوز محله اي با اون كلاس نتوانستيم بسازيم . محله شهرك نفت هم كه بعد از انقلاب ساخته شد طراحي و پيشرفت 30 درصد آن مربوط به دوره آمريكايي ها بود . مي خواهم بگم كه متاسفانه واقعا ما ايرانی ها بد جوری برای هم می زنيم و .... .

ديونيسوس

درود بر شما! جالب بود. مثل جالبی بود. اما پاراگراف انتهايی بکلی مجزا از دگر خطوط نوشته شده بود. .... يک سوال :‌ چگونه مدير زرنگ فهميد که جای نگرانی نبود؟‌ آيا غير از اين است که او رفتار عده زيادی از قورباغه ها را بررسی کرده و به کل آنها تعميم داده؟ :) .... شاد باشيد و قوی! تا بعد

دل

سلام،ممنون که به ياد کلبم هستيد فقط می بخشيد که نمی تونم زياد بيام ولی به ياد همه دوستان هستم و وقتی هم آنلاين ميشم حتما ميام.

صابري (ديدمهندسي)

سلام. ممنون که اين‌همه به ديدمهندسی لطف‌داريد. ما دلگرم به خوانندگان خوبی مثل شما هستيم. نظراتی که خوانندگان درمورد اين مطلب شما درج‌کرده‌اند همانند خود مطلب جالب است.

tfahimeh

سلام.جالب بود ولی بالاخره چه بر سر قورباغه ها آمد؟!!

نارسیس

قورباغه؟؟؟؟ بدم نمی گی ها! تا حالا فکر نکرده بودم می شه منو به يه قورباغه تشبيه کرد. ممنون! سايتون کم نشه!