253- زبان انگلیسی ما ایرانی‌ها

دوستانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند شاید بیشتر با من هم‌عقیده باشند که به ما در طول دوران تحصیل بسیار بد انگلیسی تدریس شده و عموما ضعف زبان انگلیسی ایرانیان، بین سایر مهاجران کشورها بدجوری توی ذوق می‌زنه.

واقعا چرا باید هفت سال راهنمایی و دبیرستان و چند واحد عمومی و تخصصی دانشگاهی نباید طوری باشه که بتونیم از پس ساده‌ترین مکالمات بربیاییم؟ اگر هدف از تدریس زبان انگلیسی اینه که دانش‌آموز ایرانی به‌خوبی انگلیسی صحبت کنه معلوم می‌‌شه وقت و انرژی و سرمایه آموزش و پرورش بی‌خودی هدر رفته، چون تقریبا همه برای خوب صحبت‌کردن مجبورند به کلاس‌های آموزشگاه‌های دیگه برن. پس کاربرد این درس در مدارس چیه؟

این در حالیه که یک کارگر هندی و پاکستانی و بنگلادشی با معلومات سطح دیپلم هم مثل بلبل انگلیسی صحبت می‌کنه و اصلا نیازی به کلاس جنبی هم نداره و من بارها یک پزشک یا مهندس درست و حسابی ایرانی رو دیدم که دو کلمه سلام و احوالپرسی انگلیسی نمی‌تونه بکنه. چرا این‌جوری درس میدن؟ چرا؟

من هرچه بیشتر خارج از کشور زندگی می‌کنم بیشتر می‌فهمم چقدر ضرر کردیم که در دانشگاه‌های ما تمام دروس اجبارا به زبان انگلیسی نبود و اگر بود، چقدر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی موفق‌تر بودند. اصولا یکی از دلایل انزوا و غریب‌بودن ایرانیان چه از لحاظ اجتماعی چه سیاسی چه اینترنتی چه فرهنگی، به نظر من همین ضعف زبانه.

 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اميد

سلام من دوباره اومدم يه روز مصاحبه دکتر آريانپور رو گوش ميکردم ميگفت: تو کشورهای اروپايی هر دانش آموز در پايان تحصيلات متوسطه به پنج زبان مسلطه که دو تا از اونا اجباری سيستم آموزشی است دو تا به انتخاب خودش و يکی هم زبان مادريش واقعا شايد يه دليل پيشرفت خارجيها همين تسلط بر زبان و پذیرش زبان علمی سایر کشورها بدون هيچ گونه تعصبی باشه....

شهلا

با همه اين ها که درست اشاره کرديد ، تسلط ما ايرانيهايی که چند سال جدی زبان کار می کنيم خيلی خيلی بيشتر از نمونه های مشابه از کشورهای ديگه است . اين از اون نشانه های اميدوار کننده است . با این حال درد اینکه چرا نتيجه ۱۱ سال يادگيری زبان در مدرسه و دانشگاه قابل مقایسه با ۴ سال یک موسسه زبان نیست ، و خلاصه گوييا اهميتی هم ندارد که داشته باشد ، هميشه هست ! خلاصه که هر وقت يادی می کنم از اون روزگار يادم می افته : روزی سه بار با نفس تنگی ، لازمه بگیم : مهم نيست !

راه میانبر

درسته امیدجان. البته من نسبت به استفاده از زبان فارسی خیلی متعصبم و جزو دشمنان سرسخت حرف زدن قاطی پاتی هستم که وسط فارسی حرف زدن -عموما برای ابراز فضل- چند کلمه انگلیسی هم قاطی میشه یا اینکه چیزی فینگلیش نوشته بشه. ولی اهمیت یادگیری زبان رو انکار نمیکنم.

rez1

علی نازنین /علی جان.علت اینکه ما نمی تونیم خوب انگلیسی را صحبت کنیم مخالفت هایی است که با زبان بیگانه می شود تو دبیرستان هم گرامر تدریس میشه.من وقتی پانزده سال داشتم یعنی سی و سه سال پیش با پسرک چهار ساله همسایه مون که آمریکایی بود و باباش هوانیروز کار می کرد اونقدر دست و پا شیکسته حرف زدم که حالا مکالمه ام بهتر از گرامرمه.اگر درسای دبیرستان را خوب گوش داده بودم و اگر ترس نداشتم منو غرب زده بدونند اونقدر ادامه داده بودم که مشکلی نداشته باشم ولی ایرانی ها خیلی خوب به آدمایی که همه چیز را جدی میگیرند می خندند و ترس از مورد تمسخر واقع شدن مرا نیز از ادامه یادگیری باز داشت حالا اگر یه بیسو.اد بتونه انگلیسی حرف بزنه همه ذوقش را می کنند کارگرا شرکت نفت که با انگلیسی ها کار کرده اند حرف زدن شون حرف نداره.

محمد

من اصلاً از اين تعصبهاي به نظرم بيهوده و پوچ ندارم که ايراني و زبان فارسي و ... فلان است و بهمان. اما فکر مي‌کنم حفظ زبان فارسي و پرهيز از استفاده از واژه‌هايي که براحتي معادل دارند، امري پسنديده است. ما از جريان پيشرفت علم دنيا عقب افتاده‌ايم و به همين خاطر در معادل‌سازي هم خودمان را باور نمي‌کنيم. مثلاً <رايانه> کم‌کم دارد جاي <کامپيوتر> را مي‌گيرد. شايد روزهاي اول، مثل همين <طرحانه> تو ذوق برخي مي‌زد، اما الان اين طور نيست. واژة زيبايي هم به نظر مي‌رسد.

اميد

سلام آی گفتی... يه اختلاف من با دوستام همينه که دائم بهشون ميگم اگه ميخوان sms یا میل بفرستن یا همشو فارسی بنویسن یا همشو انگلیسی از فینگلیش متنفرم....

محمد

دو يو هو انی آيديا تو موديفای ايت؟ قابل توجه مخالفین فينگليش: میشه یه مدتی به انگرسی (این واژه رو خودم اساعه خلق کردم) نوشت شايد زبون فارسی بين انگليسی زبونها رايج شد... خدا رو چه ديدی در ضمن انتقال تکنولوژی به همراه خودش انتقال فرهنگ مياره و برای بومی سازی فرهنگ تکنولوژی برنامه ریزی دقیقی لازمه. حرکتهایی مثل جایگزینی واژه کامپيوتر با رایانه به نظر بیشتر برای اشتغال زايی اهالی ادبستان مفيد باشه تا بومی سازی. خيلی بايد تعمق کرد و مسیر توسعه رو درک کرد تا بشه دلیل اين جمله ماهاتير محمد رو فهمید.

فاطمه

توی اين فرصتی که به ما زبان اينگليسی مثلا ياد می دادن می شد دو سه تا زبان ياد گرفت...اما حالا چی؟!! اين که خوبه...حالا من به اين نتيجه رسيدم نصف درسهايی که ما توی دنشگاه می خونيم هيچ وقت به دردمون نمی خوره! يعنی هيچ وقت کاربرد نداره! امان از اين استعمار! چهار سال درس می خونی آخرشم کار درست اونيه که تجربی کار کرده!!!

پدسترین

حالا ۷۰ درصد غیر فارس این مملکت را در نظر بگیرید که اومدن این زبان بدرد نخور یعنی زبان نیم درصد مردم جهان را یاد گرفتند! بعد هم بهشون گفتن لهجه داری

الما

خب جای خوبیه برای درد دل .انگلیسی که جای خود داره نمیدونم در حال حاضر تدریس میکنید یا نه ولی اگه به حجم کتابهای کمک درسی با انتشارات معروف و غیر معروف بندازید به نکته ی غم انگیزی پی میبرید......بله مافیا در اینجا هم مشغول تجارت سیاه خودشه.یکبار به رئیس ناحیه گفتم .هدف از این تغییر کتابها میدونید چیه؟؟ممکنه توهم به نظر بیاد ولی مافیا در حوززه ی تالیف کتاب هم نفوذ کرده .اگه کتاب درسی ضعف داره خب چرا اینو بهینه نمیکنن و اگه یه کتاب کامله اینهمه کتابهای کمک درسی تو مدارس چیکار میکنه.!!!!قبلا اگه دانش اموزان و والدین مجبور بودن بچه ها رو طی 12 سال یکبار به کلاس کنکور بفرستن اینروزا کاری کردن که هر پایه برای خوونواده ها شده یه کنکور.باورتون میشه در مشهد هر جلسه ریاضی پایه ی ابتدایی 150 هزار تدریس میشه؟؟؟؟اینقد حرف و درد زیاده و من پراکنده گویی کردم که بعیده از صحبتهام چیزی دستگیرتون بشه