266- گربه‌کشی

دو هفته پیش گربهای رو زیر گرفتم. البته حیوون تقصیر خودش بود. چون در فاصلهای که من ماشین رو روشن کردم و کمربند رو بسته بودم و آماده حرکت بودم رفته بود زیر ماشین و من طبعا ندیدمش. فقط خوب شد که سریع مرد و زجر نکشید. من هم تنها کاری که از دستم براومد براش انجام بدم این بود که بلافاصله دفنش کردم. چندروز طول کشید که صحنه فوت حیوون از جلو چشمم دور بشه و  خلاصه، خیلی این واقعه روم تاثیر بدی گذاشت.

 

همون روز شرح مفصل ماجرا رو نوشتم که بذارم توی وبلاگ. ولی همسرم –که معمولا اولین خواننده نوشتههای منه و در حال حاضر که بی‌اینترنت هستم زحمت ارسال مطالب رو هم می‌کشه- گفت خیلی تکاندهنده نوشتی و بهتره توی وبلاگ نذاری.

 

حالا که دو هفتهای گذشته صرفا این رو مینویسم که هنگام حرکت با ماشین، حتما با دقت نگاهی به زیر و اطرافش بندازین که خدای ناکرده گربه که سهله، کودک خردسالی اون دور و بر نباشه.

 

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
امیرحسین رهبری

سلام دوست عزیزم وبلاگت باحاله! به بلاگ منم بیا اونم باحاله! تبادل لینک می کنی راستی!؟ آخه بلاگت توپه دوست دارم یک لینک ازت بگیرم! نوکرت امیرحسین رهبری

سينرژی

گفتا که کرا کشتی تا کشته شدی زار تا باز که او را بکشد٬ آنکه تو را کشت شوخی بود البته!!! خدايش بيامرزاد

اميد صفرزاده

دوست و همکار عزیز اگر مایلید که در مورد جدیدترین شیوه مدیریت سازمان ها در کلاس جهانی با استفاده از متد ناب سازی سازمان ها پی جوی مطالب جدید باشید می توانید با عضویت در سایت www.LeanSoul.com با گروه متخصصان ناب و شش سیگمای ایران آشنا شوید و با طرح سوالات خود در تالار گفتمان این سایت پاسخ سوالات خود را بیابید. ضمن آنکه این گروه برای تکوین فرهنگنامه های ناب و شش سیگمای ایران از تمامی عزیزان متخصص در این زمینه ها دعوت به همکاری می نماید.

علی ناظمی

سلام بر علی جان- آقا با زحمات ما؟ ما فقط شرمنده شما شديم. عکس ها آماده است فقط دنبال يه انترنت خوب می گردم برات بفرستم. بابت گربه عذاب وجدان نداشته باش. تقصير تو که نبوده. تازه من رانندگی تو رو هم ديدم می دونم چقدر خوب می رونی. موفق باشی رفيق ارادتمند خاص

رويا

wowwww ! حس فجيع و ماندگاريه! اينجانبان يه بار تا مرز سگ کشی پيش رفتيم يعنی يهويی يه سگ دويد وسط اتوبان اما خوشبختانه فقط لنگش رفت زير تاير و تونست فرار کنه اما همون حس خرچ کردن رد شدن تاير از رو دستش هم تا مدتها آزار دهنده بود

میثم

اکبر جان! احتمالاً شنیدی که در دانمارک قانونی داریم با این مضمون: قبل از روشن‌كردن ماشين، ابتدا بايد زير آن را نگاه كنيد و مطمئن شويد كودكي در زير ماشين نيست! این مطلب رو که خوندم بی اختیار یاد این قانون افتادم!