۲۳- زادروز بنیانگذار هومیوپاتی

hahnemann

 

فردا 21 فروردین (10 آوریل) سال‌روز تولد «دکتر ساموئل هانمن» بنیانگذار «پزشکی هومیوپاتی» است. به همین مناسبت و به خاطر ادای دین نسبت به روح آن نابغه‌ی بزرگ و انسان‌دوست این مطلب را به او اختصاص می‌دهم. خصوصا این که هومیوپاتی (مشابه‌درمانی) یک پزشکی کل‌نگر است و به مطالب این وبلاگ – که سعی در آشنایی با نگرش سیستمی دارد – بسیار نزدیک.
دکتر هانمن (Samuel Hahnemann)به سال 1755 در میسن، ساکسونی آلمان متولد شد و تحصیلات دانشگاهی را در پزشکی و شیمی به پایان رساند. ضمنا وی به 7 زبان نیز تسلط داشت. ناکارآمدی پزشکی در آن زمان باعث شد که وی از پزشکی ناامید شود و اوقات را به مطالعه کتاب‌های قدیمی طب، شیمی و ترجمه می‌گذراند.
روزی در کتابی چنین خواند که علت این که گیاه سینکونا (گنه‌گنه) مالاریا را درمان می‌کند، تلخی آن است. برای تحلیل‌گر موشکافی چون هانمن، این جمله قابل قبول نبود. هانمن مقداری گنه‌گنه خورد و در کمال شگفتی مشاهده کرد که علائم مالاریا در وی ایجاد شد. با قطع دارو، علائم نیز برطرف شد. وی با تکرار مشاهدات و آزمایش‌های خود به این اصل طلایی هومیوپاتی دست یافت که «مشابه، مشابه را درمان می‌کند.»
هانمن طی بیش از 40 سال تلاش بی‌وقفه و با تکیه بر نبوغ اعجاب‌آور خود، هومیوپاتی را به شکلی مدون و علمی درآورد و کشفیات و ابداعات فراوانی برای درمان بیماران و رنجدیدگان از خود به یادگار گذاشت. کتاب Organon of medicine شاهکار بی‌بدیل ادبیات پزشکی به شمار می‌رود که هانمن در طول حیات خود شش بار آن را مورد بازبینی قرار داد و اکنون آخرین نسخه‌ی ارگانون، یعنی ارگانون شش، مرجع اصلی تمامی هومیوپات‌ها می‌باشد.
ابداعات و نوآوری‌های دکتر هانمن به حدی است که اگر هرکسی فقط یک مورد از هریک از کارهای وی را انجام داده باشد کافی است تا نامش در تاریخ جاودان شود: کشف اصل مشابه‌درمانی، بررسی علائم به شکل کل‌نگر، تقویت داروها، استفاده از دوز بسیار کم، پرهیز از عوارض شیمیایی، تعریف جدید بیماری و سلامتی، تقسیم‌بندی بیماری‌ها به شکلی جدید و اصولی و بسیاری موارد دیگر، همه و همه مدیون تلاش‌های این بزرگ‌مرد است. هانمن تا آخرین روز حیات در 89 سالگی برای سلامت بشریت کوشید (1843) و هنگام مرگ با افتخار گفت: «من بیهوده نزیستم.»
به علت مشکلات فراوانی که در آلمان برای وی ایجاد شده بود، وی پس از مدتی مجبور به ترک آلمان و زندگی در فرانسه شده بود. مردم فرانسه پس از وفات وی، او را در مدفن مشاهیر و بزرگان خود دفن کردند و خیابانی را که مطب هانمن در آن بود، به نام وی، نامگذاری کردند.

 

روانش شاد و یادش گرامی باد.
hahneman_thumb


(ان شاء ا. . . در فرصتی دیگر، به تشریح مبانی هومیوپاتی بر اساس نگرش سیستمی خواهم پرداخت و نشان خواهم داد که چگونه هومیوپاتی منطبق بر تفکر سیستمی و کل‌نگر می‌باشد.)

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza-b

دوست عزيزم، ضمن عرض سلام و تبريك سال نو ، نامتون در ليست كاربران گروه شخصي ثبت شد. موفق و سربلند باشي.

مجيد برقی

سلام، اگه ممکنه در مورد اصل طلايی «مشابه، مشابه را درمان ميکند» کمی توضيح بده.

خودم

با سلام به مجيد برقي عزيز ! يعني دارويي به طور قطعي و هميشگي و درست و حسابي مي‌تواند بيمار را درمان كند كه مشابه بيماري آن فرد باشد. مثل همان گنه‌گنه. مثلا اگر كسي -گلاب به روي شما- يبوست داشته باشد، با خوردن چيزي خوب خواهد شد كه در افراد سالم توليد همان نوع يبوست را بكند. البته كل‌نگري الزامي است. تمامي علائم بيمار -با قواعد خاص آن- از بيمار اخذ مي‌شود و يك دارويي به آن فرد داده مي‌شود كه اگر به اشخاص سالم بدهند، آن اشخاص داراي علائمي عين آن فرد بيمار خواهند شد. بدين ترتيب، بيماري با داروي مشابه خودش درمان مي‌شود. پزشكي رايج حالت شكسته‌بسته‌ي اين كار را از طريق واكسيناسيون انجام مي‌دهد. استفاده از مثلا زهر حيواناتي نظير مار يا زنبور براي كسي كه نيش همان جانور را خورده نيز نوعي مشابه‌درماني محسوب مي شود. البته چون هوميوپات‌ها طبق رهنمودهاي هانمن داروها را تبديل به ماده‌اي توانمندشده مي‌كنند و ماده اوليه را عينا به بيمار نمي‌دهند نوع كار در هوميوپاتي با دادن عين آن ماده تفاوت دارد.

افرا خانوم

سلام جالب بود. مرسی که به اطلاعات ما اضافه ميکنيد ...

ديونسيوس

خدمت دوست عزيز ٬ بايد عرض کنم که ديونسيوس خير و شر را معانی نسبی می داند ٬ بدين معنا که قوم به قوم و حتی فرد و فرد متفاوت است ! کيفيت و کميت "آگاهی" در شکل گيری اين معانی تاثير مستقیم دارد . اين جمله که خير و شر وجود ندارند ... تنها حاوی اين پيام است که خير و شر تنها در عالم انديشه مطرح هستند . یک پديده به خودی خود نه خير است و نه شر !

ديونسيوس

فکر می کنم که شما به حرف لرد سياه اشاره کرده بوديد درسته ؟‌ پس اضافه می کنم که قسمت دوم جمله هم که از قدرت حرف می زند بازگو کننده ی عقيده ی بودا ست مبنی بر اينکه آگاهی سرچشمه قدرت است ! .. بدين صورت تنها زمانی که آگاهی من گواهی دهد که شادی ديگران برابر است با شادی خويشتن ٬ خير اينگونه معنا می شود که شاديشان شاديم باد ! و .... .

+hiv

سلام بخاطر پاسختان و معرفی کتاب بينهايت سپاس گذارم در مورد سوالی که کرده بودم عذر ميخواهم که دوچار اسکيزوفرنی کتاب شده است جان کلام اين که تکليف افعال انسان مثل بازی های مصنوع فوتبال يا نقوش روی کلسياس سن سيسيتين چه می شود آن حقايقی که ساخته انسان اند البته اگر حقايقی جز اين وجود داشته باشند اين ها در چه نسبتی با سيستم قرار می گيرند

+hiv

جز اين بايد بگويم در مورد مولانا فلسفهی امروز به جاهای ديگری رسيده ايت مثلا مثال معروف فيل در اتاق تاريک که آشنا هستيد و دکتر سروش هم بسيار از آن بهره می برد ما در فلسفهی امروز زاويه ديد بالا ترين را نمی شناسيم که از آن جا فيل را به کمال ببينيم يعنی کسی در واقع هنوز با هستی بيرون از آن ارتباطی نداشته است که بگويد کدام زاويه حقيقت نماست بقول هايدگر دازاين هستی در مکان است در جهان

نارسيس

اولين بار بود که مطالب shortcut رو خوندم و همون طور که انتظار داشتم عالی بود. شکی نداشتم، شکی ندارم و شکی نخواهم داشت که..... همون که هميشه گفتم.... خود خودشی.

توكلي

دوست عزيزم مطلب شما را در مورد هميوپاتي خواندم و با اينكه چندين بار با خود شما در اين خصوص به صحبت نشسته بودم ، روي من تاثير بسزايي گذاشت. خصوصاً در مورد بنيانگذار اين طب «دكتر ساموئل هانمن» ، بايد بگويم مطمئناً كارها و دستاوردهاي شخصي كه با اين اطمينان اين جمله را بر زبان مي‌آورد :«من بيهوده نزيستم» ، بر خلاف آنچه كه خيلي‌ها فكر مي‌كنند ، نمي‌تواند فاقد ارزش و بيهوده باشد. منتظر مطالب ديگري در اين زمينه هستم.