549- بازگشت به ایران

ما (من و همسرم) قصد بازگشت به ایران را داریم و احتمالا تا حوالی نوروز 1392، به طور کامل به ایران اسباب‌کشی کنیم. درباره‌ی دلایل برگشت شاید بتوان چندین صفحه نوشت، ولی من چون علاقه‌ای به پرچانگی ندارم و وقت شما هم ارزشمند است، خلاصه‌اش می‌کنم:

1- تقریبا هرکاری مانند بازکردن حساب بانکی، جابجاکردن پول، انجام کارهای گوناگون بازرگانی، تمدید ویزا، بهره‌گیری از انواع خدمات، مسافرت ... وقتی ایرانی باشی، مشمول اگر و اما و شرایط خاص می‌شود. فشار روی ایرانیان خارج از کشور خیلی زیاد شده است. دیدیم دیگر هیچکدام حوصله‌اش را نداریم.

2- امارات، همان‌طور که بارها گفته‌ام، کشور بسیار خوب و امن و روبه‌رشدی است و برای یک زندگی چندساله و کسب تجربه‌ی زیستن در یک شهر بین‌المللی و احیانا اندوختن قدری پول و تجربه ... خوب است. بهترین کشور غرب آسیا از نظر رفاه و سطح زندگی است. ولی جایی نیست که یک ایرانی بتواند یک عمر در آن زندگی کند. فکر می‌کنیم در این هشت‌-نه ‌سال، بهره‌ی کافی از این کشور برده‌ایم و توانسته‌ایم قدری هم پس‌انداز کنیم. راستش دیگر اینجا دل‌مان را زده. از بس خیابان و امکانات و خودرو و امنیت و مرکز خرید خوب دیده‌ایم خسته شده‌ایم و بدمان نمی‌آید جایی برویم که شتاب زندگی هم، کمتر باشد. این هم هست که در امارات به دلیل عدم صدور پاسپورت، آدم همیشه میهمان است. میهمان هم دیر یا زود، بهتر است خانه‌ی میزبان را ترک کند. از طرفی، علاقه‌ای به استرالیا و کانادا نداریم. کشورهای بسیار خوبی هستند، ولی هم از ایران خیلی دورند و هم برای سن و سال ما، انتخابی دیرهنگام هستند. دست کم پنج تا ده سال طول می‌کشد تا به جایگاهی برسیم که الان در امارات داریم.

3- گمان می‌کنیم می‌توانیم در ایران «زندگی» کنیم. پس از هشت-نه سال دوری و با توجه به شرایط اقتصادی-اجتماعی اخیر، قطعا سخت خواهد بود، ولی غیرممکن نیست. از طرفی چون نزدیک به یک دهه، خارج از کشوربودن را تجربه کرده‌ایم، زندگی خارج از ایران دیگر برایمان یک حسرت، وسوسه یا دغدغه نیست. دوست داریم ما هم مثل بسیاری از مردم داخل ایران سختی بکشیم، ولی در عوض فرصت بیشتری برای دیدن مادر و پدر، خانواده، دوستان و بستگان، طبیعت و شهرهای ایران داشته باشیم.

*

ساده کنم: دل‌مان می‌گوید برگردیم ایران. عقل حسابگرمان می‌گوید بمانیم امارات. ما هم تا کنون از اعتماد به دل‌مان ضرر نکرده‌ایم. همه‌ی آنها هم که در این چندساله دعوت ما را لبیک نگفتند و به ما سر نزدند تقصیر خودشان است. دیگر بعید می‌دانم میزبان به این خوبی در دبی پیدا کنند!

راستی بد نیست از این به بعد فرصت‌های شغلی را به اطلاع من هم برسانید. به‌ویژه اگر غیردولتی و در زمینه‌های آموزشی باشد و در تهران هم نباشد.

/ 8 نظر / 6 بازدید
میثم

آقا خيره انشاءالله. خوش به حال ما که بالاخره ممکنه بتونيم شما رو ببينيم

ناصر

وقتی بر اساس اطلاعات موجود و تجزیه و تحلیل کامل و البته مدت دار و به دور از هیجان به یک تصمیم میرسید دیگر باقی مسائل مهم نیست مهم تصمیمی است که گرفته شده و حالا باید به بهترین نحو عملی شود امیدوارم هر جا هستید شاد و سلامت باشید و البته اون بخش آخر هم خیلی مهمه: تهران نباشید خیلی مشکلات را ندارید. و به قول مولانا: هر چیز که در جستن آنی آنی!

مهتا

این یک تصمیم عالیه.ان شا اله راضی و خوشبخت تر می شید. باور کنید شاید اینجا سختی زندگی کم نباشه (شاید که نه حتما) ،مخصوصا برای شما که عادت به بعضی رفتارای اجتماعی ندارید.ولی یه جورایی خوبه.رنج دسته جمعی گاهی وقتها درسهای خوبی واسه آدم داره.مثل حضور در جنگ در کنار سربازان دیگه س در مقابل نرفتن به جبهه. به هر حال از اینکه دو انسان با فرهنگ و توانمند با دانش روز به ایران بر میگردند خوشحالم. به امید نوروز 92.

حمید

اکبر جان از اینکه میای ایران خوشحالم. من که یک بار بیشتر نتونستم بیام دبی و ببینمت. البته با این قیمت ارز دیگه دبی اومدن و خرید کردن با خرج شخصی سخت شده. امیدوارم که در ایران بتونی به شرایط دلخواهت برسی. اوضاع اقتصاد ایران تعریفی نیست ولی می تونی اول رایزنی شغلیت رو انجام بدی و بعدش اونجا رو ول کنی. مطمئنا استاندارد زندگی تو دبی بالاتره ولی دل هر جا شادتر باشه اونجا وطن آدمه. تو ایران هم در تهران با همه دود و دمش استاندارد زندگی بالاتر و فرصت های شغلی و امکان راه اندازی کسب و کار بیشتر از جاهای دیگه ایرانه.

لیشام

ما نیز پیشاپیش بازگشت ظفرگداز حضرت‌عالی و خانوده‌ی محترم را به آغوش مام میهن بر آحاد بر و بچز تبریک و تهنیت بلیغ عرض می‌نماییم، از همین جا :) علی جان! هر وقت برگشتی و جا افتادی یه وقت کوچولویی هم برای ما بذار و به محل کار ما سری بزن. هم دیداری تازه بشه بعد از این همه سال و هم فرصتی فراهم بشه که گپ بزنیم، چیزی که به هر دلیل در دوره‌ی دانشگاه متاسفانه فراهم نشد شادی و تن‌درستیِ همیشگی برای شما و خانواده آرزو دارم :)

ابوالفضل

به آنچه که دلت میگه اعتماد کن زندگی در ایران سختیهایی زیادی داره ولی یک لحظه محبت، صمیمیت و خوشحالی زمانی که انسان با پدر و مادر، دوستان،و ... هست می تونه اونو جبران کنه به میهن خوش آمدی دوست من

حسین

آقا من کلاً مدتی هست که به دل بیشتر اعتماد می کنم تا به عقل. انصافاً هم هیچوقت ضرر نکردم. ولی برای من که دارم برنامه ریزی می کنم چند سال بعد تازه بیام دوبی زندگی کنم، سخته که بخوام راجع به این تصمیمت نظر بدم. اگر فرد دیگری بود، می گفتم بمون همونجا و نیا. ولی شما چون انسان ثروت-محوری نیستی و در زندگی به معانی خیلی متمایل تری تا به ظواهر، به نظرم تصمیم خوبی گرفتی. موفق باشی [لبخند]

رضا

سلام اکبرجان چطوری؟ واقعا از اینکه داری بر می گردی خیلی خوشحالم. بنظرم آدم وقتی دوستاش در کنارش هستن لذت زندگیش دوچندان میشه. آرزو دارم همه چیز براتون خوب پیش بره. راستش اول اینکه هر دو با هم به این جمع بندی رسیدین خیلی عالیه. دوم اینکه خیلی نعمت بزرگیه که آدم کنار خانواده اش باشه. اینو من که اکثر اوقات سال از خانواده دورم می فهم و شما که جای خود داره بی صبرانه منتظر شما هستیم راستی هر وقت رسیدی اول بیا چندروز دود بخور بعد باه هم میریم به وطن سلام برسون قربانت رضا