343- نقش میکروب

ادامه از نوشته قبل ...

 

به این سوال رسیدیم که نقش میکروب از دیدگاه هومیوپاتی چیست؟

 

شهری را در نظر بگیرید که سیستم فاضلاب درست و حسابی ندارد. تا باران نیاید، معلوم نیست شهر مشکل دارد. با اولین باران، شهر را آب و فاضلاب فرا می‌گیرد. در اینجا باران مقصر نیست، شهر از اول مشکل داشته، باران این مشکل را لو داده است.

 

به نظر هومیوپات‌ها، اگر بدن سالم باشد، میکروب به محض ورود، خودبخود دفع می‌شود. مثل ویروس سرماخوردگی، شما دیده‌اید بیش از 5 تا 10 درصد افراد جامعه را بگیرد؟ وارد بدن ضعیف‌ترها که می‌شود، علائم سرماخوردگی خود را نشان می‌دهند. چون شخص، همیشه این علائم را داشته، میکروب این علائم را رو کرده است، ولی بقیه انگار نه انگار! پس نقش میکروب این است که مشکلات بدن را رو می‌کند. نه اینکه خودش مشکل درست کند. هر میکروبی هم بسته به ساختار و مشخصات خود، بخشی از مشکلات یک بدن ناسالم را رو میکند. همانطور که در یک شهر، بارش باران مشکل فاضلاب را نشان خواهد داد ، نه تمام مشکلات اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ...

 

حال تکلیف استعداد به بیماریها هم روشن میشود. زمانی که شما در نقطه سلامتی کامل هستید، استعداد هیچ بیماری ندارید. ولی با دورشدن، استعداد پیدا میکنید که بعضی علائم را بیشتر بروز دهید. پزشکی رایج هم استعداد را قبول دارد، ولی شیوه درمانی خاصی برای آن ندارد. هومیوپاتی دارد. وقتی شما را به نقطه سلامت کامل رسانید استعدادهای شما به بیماریها و آلرژی‌ها ... خودبخود از بین میرود.

 

هومیوپاتی چگونه این کار را میکند؟ با مشابهدرمانی. با دادن دارویی مشابه با بیماری شما در دوز بسیار ناچیز. این کار بدن را تحریک میکند که به نقطه سلامتی کامل بازگردد.

 

بنابراین در هومیوپاتی، میکروب عامل بیماری نیست. یک trigger (ماشه، آتشزنه، تلاطمگر) است. یک عامل رسواکننده است که از مشکلات بدن، پرده بر می دارد.

در مثال فوق، پزشکی رایج می‌گوید جلو باران را بگیرید. داروی ضدباران بدهید! هومیوپاتی می‌گوید باران همیشه می‌آید. سیستم فاضلاب شهر را درست کنید!

 

تبصره- عوامل معدودی هستند که حتا شخص را در سلامت صددرصد هم میتوانند مبتلا کنند. مثلا خوردن مقدار مشخصی سم، شلیک گلوله به ارگانهای حیاتی ... این موارد شامل بحث فوق نمیشوند و بحث جداگانه‌ای دارند.

/ 5 نظر / 2 بازدید
وحید

سلام در مورد هومئوپاتی باید بگم که از نظر تئوریک کاملا باهات موافقم. اتفاقا خودم هم از طرفداران پر و پا قرصش هستم. در هیچ موردی هم نیست که باهاش مشکل داشته باشم یا نتونم قبولش کنم. اما نمی دونم چرا در عمل ازش جواب نگرفتم. تا حالا پیش دو سه نفر هومئوپات رفتم اما به نتیجه نرسیدم. به نظر تو مشکل کجاست؟ ممنون [سوال][لبخند]

سعید

با سلام. خیلی ممنون می‌شوم اگر بگویید قالب وبلاگتان را از کجا تهیه کرده‌اید؟ چون در قالبهای پیش‌ساخته پرشین‌بلاگ این قالب را ندیدم.

راه میانبر

وحیدجان جواب نگرفتن از هومیوپاتی چیزی است که کمابیش پیش میاد و دلایل متعددی داره. هم خبره نبودن هومیوپات مهمه، هم محیط بیمار. مثلا کسی که در یک محیط پرفشار کار میکنه، نباید از دارو توقع درمان استرس داشته باشه، طول دوره مهمه. مثلا اگر شما یک بیماری رو ده ساله که داری، شاید درمانت دست کم یکسال طول بکشه ... دلایل دیگری هم هست ...

راه میانبر

سعیدعزیز، این قالب رو زمانی که انتخاب کردم جزو قالبهای خود پرشین بلاگ بود و از جای دیگری تهیه ش نکردم.

امیرعلی

کاش یکی این مملکت عزیز را مورد هومیوپاتی قرار می داد! هر کی میاید مثل دکتر یک آمپول بهش فرو می کنه و د برو که رفتی! فکرش را بکن! آمپولهایی به بزرگی بر ج میلاد! ... یا علی مدد!