408- یک خاطره‌ی نوروزی

ما ایرانیها سال که تحویل میشود شروع به روبوسی و دیدهبوسی میکنیم. یکی از دوستان ساکن دبی برایم تعریف میکرد که:

 

«... نوروز گذشته به همراه خانواده و بستگانی که از ایران آمده بودند، در یکی از رستورانها نشسته بودیم و منتظر تحویل سال نو بودیم. همه به ساعت نگاه میکردیم و تا زمان سال تحویل شد بلندشده همدیگر را در آغوش گرفتیم و روبوسی کردیم...

میز روبرویی ما یک اروپایی نشسته بود و آنقدر از این کار تعجب کرد که داشت دیوانه میشد. یعنی برایش این سوال پیش آمده بود که این جماعت چرا نشستهاند همینطور به ساعت نگاه میکنند و چرا بعد از دهدقیقه یکربع که نشستهاند و کنار هم هستند یکدفعه بلند شدهاند و یکدیگر را میبوسند! خلاصه ما رفتیم برای طرف قضیه را گفتیم و از دیوانهشدن قطعی نجاتش دادیم! ...»

 

این بود خاطرهی نوروزی (دوست) من. نوروزتان خجسته و پیروز باد!

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
علی

سلام علی‌ آقا- عید شما مجددا مبارک. ما پارسال طی‌ ده دقیقه، یک ربع به این جماعت یاد دادیم که بگویند نوروز مبارک- ولی‌ ده -پانزده ماه است که سعی‌ می‌کنیم یاد بدیم که برای آقا و خانم نا‌ محرم دست دادن و دیده بوسی جایز نیست، ظاهراً میخوان ده -پانزده سال کشش بدن تا یاد بگیرند ایام بکام. تا بعد.[بغل][اضطراب][ماچ][متفکر][شیطان][تعجب][شرمنده][لبخند]

مهدی

اگه شما می خواستی رفتارهای دیوانه کننده ایرانیان را برای اون بنده خدا توضیح بدی فکر کنم n تا سال تحویل دیگه نیاز داشته باشی.

از سرزمینهای دور

سلام. سال نوتون! مبارک باشه. :) با آرزوی سلامتی و شادی برای شما. یا علی.

مهدی رزاقی

سلام و شائباش نوروز

سری

سلام. سال نو مبارک.ان شاءالله سالی سرشار از موفقیت در همه زمینه ها در پیش داشته باشید.

مهتا

سلام عیدتون مبارک خیلی خندیدم بابت این پستتون.خودمو گذاشتم جای اون خارجیه.واقعاَ تجسمش خنده داره. البته توضیح لازم نبود چون ما ایرانیا همه ی کارامون دیوونه کننده س. سال همت مضاعف و کار مضاعف خوبی داشته باشین.

فاطمه

سلام...سال نو تون مبارک...

امیرعلی

سلام! آقا عرض شود که این مراسم سال نوی ما بخش هاییش دارد تبدیل به یک خاله بازی بزرگ می شود! کلا روح مراسم های آیینی -چه ملی و چه مذهبی- دارد به طرز عجیبی از بین می رود و فقط یک صورت خالی بدون مغز باقی می ماند! چنان که عزاداری های دینی، مهمانی های بزرگی شده اند و چنین است باقی مراسم ملی و مذهبی! اینجاست که می گویم لزوم باز تعریف مفاهیم، حس می شود و ضروری است! یا علی مدد!

محمد تقی

فکرشو می‌کنم می‌بینم خیلی باحاله ها :-)) عیدت با تاخیر مبارک علی آقا