630- خوشا شیراز، جز رانندگی‌هاش!

در این یک سال و اندی که ساکن شیراز هستم، خود را بسیار مهار کرده‌ام که از وضعیت رانندگی شیراز چیزی ننویسم. یک سال است آرزو به دلم مانده که 5 دقیقه، بله فقط 5 دقیقه رانندگی کنم و مجموعه‌ای از انواع تخلفات رانندگی و بدتر از آن اصرار بر تخلف را نبینم. دریغ از شهری که سعدی و حافظ و ملاصدرا در خود می‌پرورد و تاریخ چندهزارساله دارد و فرهنگ رانندگی ندارد. برای همین هرگاه کسی از من می‌پرسد شیراز چگونه جایی است؟ می‌گویم به جز وضعیت رانندگی، بقیه چیزهایش خیلی خوب است.

فهرست معضلات رانندگی این شهر آن‌قدر بلندبالاست که می‌شود درباره‌اش سریال تلویزیونی ساخت. رانندگی این شهر در سه نکته خلاصه می‌شود: گاز بده، چراغ بده، بوق بزن. ترمز، راهنما و آینه‌ها اشیایی زائد هستند که اشتباها در خودرو نصب شده‌اند. چراغ‌ها و تابلوهای راهنمایی و خطوط کف خیابان و خطوط عابر هم همگی تزئینی هستند.

*

با توجه به این که در بسیاری از شهرهای ایران رانندگی کرده‌ام، باید بگویم اگر نمره‌ی رانندگی در دبی که سال‌ها آنجا رانندگی کرده‌ام 20 باشد، به تهران حدودا می‌شود 12-11 داد و شیراز به‌زحمت نمره‌ای در حد 4-3 می‌گیرد. بدتر این‌که مردم به این وضع عادت کرده‌اند و خودشان اصلا مشکلی ندارند و با خنده می‌گویند هرکی در شیراز رانندگی کنه همه‌جا می‌تونه!

آخرین مورد، همین هفته بود که پشت فرمان بودم و داشتم از چراغ سبز رد می‌شدم که از چراغ قرمز خیابان کناری یک موتور با شتاب آمد و نزدیک بود برخورد کنیم. چند بوق زدم و ترمز کردم و با دست چراغ را نشان دادم و گفتم: «چراغ من سبزه ها!» و موتوری با ناراحتی گفت: «خوب برو. کثافت!» و مانند بیشتر متخلفانی که دیده‌ام، طلبکار هم شد.

شاید همین شخص را اگر در مغازه‌اش ببینی بسیار باصفا و باحال هم باشد و هزاربار قربان صدقه‌ات هم برود، ولی چرا این مردم خون‌گرم و خوش‌مشرب و میهمان‌نواز، حین رانندگی تبدیل به یک متخلف تمام‌عیار می‌شوند؟ واقعا نمی‌دانم! از دوستان شیرازی‌ام هم پرسیده‌ام و هنوز به نتیجه نرسیده‌ام.

*

فارغ از بحث شیراز، من از این ناراحت نیستم که برای گناه ناکرده لایق عبارت «کثافت» شدم، بلکه ناراحتم که چگونه و چرا یک انسان به جایی می‌رسد که چنین می‌شود و چنان می‌گوید؟ چون شبیه این رفتار طلبکارانه را در بیشتر شهرهای ایران می‌توان دید. چقدر آدمی باید از درون، ویران و نامتعادل شده باشد و چقدر احترام به حق دیگران باید در بین ما سقوط کرده باشد؟ و برای بهبود وضعیت چه باید کرد؟

پیشتر هم گفته‌ام ... ما مردمی هستیم که به‌شدت نیازمند بازبینی خویش و آموزش‌دیدن و اصلاح رفتار و کردار و فرهنگ‌مان هستیم. فرهنگ و اخلاق ما بیمار است. نخست باید بپذیریم که بیماریم و سپس برای درمان، چاره‌اندیشی کنیم.

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
مهتا

سلام همه ی این کاستی ها زیر سر اربابان فرهنگ سازیه این مملکته. صدا و سیما و آموزش و پرورش هم در راس اونها. متاسفانه مدیریت در ایران بدست یه عده (اکثرا) نا لایق و بیماره.همین امر باعث عقبگرد فرهنگیه مردم ما شده. "بیدارشدن مسئولین و اقدام انقلابی نسبت به فرهنگ سازی" این تنها راهیه که میشه مردم ما رو از این چاه عمیق بی فرهنگی نجات داد. ××× بین اطرافیان ما از هر خانواده ای یک نفر هست که گول این دزدای کارت بانکی و رمز اینترنتی رو خورده و کارتش خالی شده. دلیل موفقیت این سارقین اینه که صدا و سیما فقط بلده فوتبال و سریال کره ای نمایش بده...نمیاد بگه:" مردمه یه خورده کم سواد، اگه یکی بهتون زنگ زد گفت برین دم عابر بانک تا براتون پول بریزیم و فلان جنس رو ازتون بخریم...این دزده...حواستون باشه." *** عقبگرد فرهنگیه ما دیگه با شعار درست نمیشه.باید یه رهبر یا مجموعه ی آموزشی باشه که مدام تو گوش ملت بخونه کجای کارن.

مهتا

بنظر من که دیگه از مردم نباید انتظار بهبودیه خودجوش داشت. فقط با کار فرهنگیه اموزش و پرورش و همینطور صدا و سیما میشه اوضاع رو درست کرد.

سلمان

دوست عزيز يك سوال آيا براي تحصيل در مقطع دكتراي پيام نور دبي حتما بايد اقامت داشت ؟ نمي توان ويزاي تحصيلي اخذ كرد و بعد دانشجوي پيام نور دبي شد ؟