578- امید

با امید به کشور بازگشتیم و با امید رای دادیم و با امید زندگی را ادامه می‌دهیم. من که اهل فوتبال نیستم با امید کامل به برد 1 بر صفر ایران، بازی را دیدم و اتفاقا هم بازی همان یک بر صفر شد.

امید و امیدواری! یوسفان گم‌گشته‌ی بازگشته!

از بین همه‌ی دوستان وبلاگی، آینه و حسین و حامد که مثل خودم به شکل منظم می‌نویسند امیدوار هستند. کاش دیگران نیز دوباره بازگردند و بنویسند.

همین خوشحالی‌های گذرا نیز خوشایند است. در سفرم و با اینترنت گوشی، دسترسی به فیسبوک و تویتر برایم دشوار است. ولی مطمئنم آنجا هم شادی بیشتر از غم است.

بگذاریم که با یک گل هم بهار شود و با یک شمع نیز روشنایی بیاید. چرا که نه؟ بگذار از روشنایی بگوییم.

/ 5 نظر / 3 بازدید
سینرژی

سلام امید باشد، بقیه بلاگرها هم می نویسند! من که هر کاری می کردم، قلمم به سمت مطالب مثبت نمی رفت، به همین خاطر ترجیح دادم کمتر بنویسم.

هیچکس

نه.من قبل از ایشون هیچکس بودم. :) حالا هم جوجه رنگی ام.

حجازی

من هم مدتیه برگشتم

آواز کوهستان

امید؟ گاه تا مرز ناامیدی رسیده ام .و با آن فقط پوچی و مرگ دیده ام.از آن پس یاد گرفتم که حتی به یک گل ، حتی به یک شمع هم دل ببندم که همانها هم شور زندگی و حرکت را در من زنده نگه می دارند. سلام.خواننده جدید وبلاگ شما هستم .در پی جستجوی مطالبی راجع به هومیوپاتی به اینجا رسیدم.دارم آرشیوتون رو میخونم .امیدوارم بتونم با این علم ارتباط خوبی برقرار کنم.لطفا اگر منابعی رو میشناسید که می تونه مسیر شناخت من رو در این زمینه تسهیل کنه، به من معرفی کنید.ممنون

مرجان

والا ما هم ، هم امیدواریم هم هی هنو می نویسیم علی اقا![عینک]