164- صندلی اتوبوس، سیستم، هومیوپاتی

گاه برای رسیدن به محل کار سوار اتوبوسی می‌شوم که در ایستگاه، هنگام مسافرگیری تمام صندلی‌های سمت راست آن آفتابگیر است. به همین دلیل اکثر مواقع، صندلی‌های سمت چپ به‌سرعت پر می‌شوند. اما افرادی –مثل خودم- که قبلا این مسیر را طی کرده باشند می‌دانند که اتوبوس صدمتر جلوتر دور می‌زند و ادامه مسیر چندکیلومتری آن دقیقا عکس وضعیت فعلی است. بنابراین من و دیگر افرادی که این راه را می‌شناسند فقط چند دقیقه اول در آفتاب هستیم. بسیاری از افراد، در برخورد با وقایع زندگی، فقط همان چند دقیقه اول را می‌بینند و بر مبنای آن تصمیم می‌گیرند ... تا زمانی که در خیابان هستید از وضعیت کلی ترافیک شهر بی‌خبرید، ولی شخصی که از هلیکوپتر به شهر می‌نگرد، آگاهی بسیار عمیق‌تری نسبت به رانندگان دارد. چون بر ابعاد دیدنش افزوده است ... کل‌نگری، باعث افزودن ابعادی به آگاهی انسان می‌شود.

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تفکر سیستمی و کل‌نگر دیدن، این است که باعث می‌شود شخص جلوتر از نوک دماغ خود را ببیند و عواقب و نتایج کارهایش را جهان‌شمول تر بررسی کند ... و در نتیجه با احساس مسوولیت بیشتری زندگی کند ...

 

در پزشکی رایج نیز وضع همین است: سردرد داری؟ مسکن بخور! غده درآورده‌ای؟ درش بیاور! اعصابت خرد است؟ این هم قرص اعصاب، فشار خون داری؟ این هم ضد فشار ... حال آنکه باید کل این مسیر را با هم دید. شاید این کار، تنها همان چند دقیقه اول مسافر را در سایه اتوبوس نگاه دارد، اما بقیه مسیر چه می‌شود؟ هومیوپاتی تمامی مسیر را با هم می‌بیند و به سایه‌های موقتی دل‌خوش نمی‌کند، باید مسافر را با سرعت و با کمترین لطمات به سرمنزل سلامتی رساند ...

 

دیدنی:

فرازی از زندگی دکتر چمران

آزادی، انیمیشینی از برونو بوزتو

 

 

 

 

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

طبیعت و کل‌نگری30-4-82

تفکر غیرسیستمی و پیامدهای آن 5-5-82

دارو چیست؟ 2-5-83

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
ناصر

گفتی مسير چند کيلومتری و کردی کبابم البته ما شانسکی سمت سايه نشستيم! راستش دلم سوخت که نتونستيم ببينيمت. يک نامه برايت می‌فرستم که از اخبار جديد مطلع شوی اون هم چه اخباری!!!!

مقالات صدري زاره

سلام . راستش فکر می کنم هم بيماران و هم پزشکان ما مشکل اخلاقی دارند . در ايران تعداد دارو در هر نسخه دو برابر متوسط جهانی است . گاه آنقدر دارو می نويسند که داروخانه قبول نمی کند ! اگر پزشکی در نسخه کمتر دارو بنويسد مشتريان خود را از دست می دهد و بيکار می شود ! اصولا چرا هوميوپاتی برای دوره های پزشکی اجباری نمی شود ؟ مسئله اتوبوس هم جالب بود اما من شخصا سالهاست که چنين توفيقی نداشته ام . موفق باشيد .

مريم

ببخشيد ی عالی ج افتاده :عالی بود.

مريم

سلام.اون مطلب نوک دماغ خيلی عال بود.

راه ميان‌بر

صدري‌زاده عزيز، اتفاقا اين مشكل در هوميوپاتي برطرف شده. هوميوپات در هر بار تجويز، به بيمار تنها و تنها يك دارو مي‌دهد. زيرا وي را واجد يك بيماري مي‌داند كه در قالب علائم مختلف دارند خود را نشان مي‌دهند. چرا اجباري نميشود؟ اين مساله خود يك كتاب جداگانه مي‌خواهد و ترجيح ميدهم وارد آن بحث نشوم. اگر خواستيد يك ايميل خصوصي برايتان بزنم و چند دليل عمده‌اش را توضيح دهم.

انديشه68

...سلام دوست خوب و قديمی ...من بعد از مدتها که اينجا نبودم دوباره برگشتم...خوشحال می شم ببينمتون...موفق باشيد ....

اهورا اشون

درود: از مهرورزيت صميمانه سپاس‌گزارم. شادکام و کامروا باشی

مهندس حسن

ا سلام و درود بر شما متن رو خوندم استفاده کردم متن شما من یاد یه موضوعی انداخت و بی ارتباط ندیدم که اینجا بیان نکنم متاسفانه بعضی ها فقط نیمه پر لیوان رو می ببیند و در اون نیمه پر تفکر می کنند اما نیمه خالی صحبت ها داره که از اون غافلند حق نگهدارت