332- روز دهم

یکی از تکاندهندهترین صحنههای عاشورا برای خود من، صحنه شهادت جون، در دامان امام است. غلام سیاهپوست بیبهره از زیبایی جسمانی،  که در دامان آقایش میمیرد و آخرین چیزی که میبیند جمال دلربای اوست و آخرین حرفهایی که در گوشش زمزمه میشود صدای او.

چندین بار سعی کرده ام چشمانم را ببندم و در عالم خیال تصور کنم که سر بر دامن حسین گذاشتن یعنی چه! عجب توفیقی است که در آخرین لحظه عمر، نه فقط آن که امام عصرت در کنارت باشد، که بیشتر از آن، سر بر دامان او بگذاری و بروی! عجب رفتنی است و چه تفاوتی دارد با مردن بر اثر خوردن و ترکیدن و صدجور مرگ ناجور دیگر...

*

تکمیلی در شب اول ژانویه: امشب کلیه جشنها در دبی به خاطر همدردی با مردم غزه لغو شد. هرسال مثل امشب راس ساعت 12 نیمه‌شب در کنار برج العرب مراسم آتشبازی بود و بسیاری از هتلها نیز جشنها و مهمانیهای ویژه خود را برگزار می‌کردند.

/ 7 نظر / 3 بازدید
هستونك

درام قشنگیه. اما کجای کدام مطلب به علم و صنعت مربوط بود؟

امیرعلی

سلام! 1- چند چهره هستند که خیلی رشک برانگیزند و آدمی مثل من را هم تحریک می کنند که می شود آدم شد و امید هست: حر بن یزید ریاحی، همین غلامی که شما فرمودید و بریر! کسی که با علی بیعت نکرد، امام حسن را هم قبول نداشت و در آخر عمر ..... 2- خدا را شکر که غزه خیلی ها را تکان داده! الا آنها که باید تکان بخورند. یا علی مدد!

میثم

آقا جداً جالب بود این که گفتید مراسم جشن در دوبی لغو شده. کاش بقیه قدرمتداران دنیا یه کم انسانیت خونشون بالا بزنه!

محمد

چقدر سخت است که یک همچنین بدی و منکری (اسرائیل) در عالم هست و ... اکنون, بزگترین منکر به نظر من وجود این غده سرطانی است. ولی کجاست آنکه برای نهی از آن قیام کند؟

واژگان دور، ملودی های نزدیک

آدم احساس می کنه این جوری یک بزرگتری دستش رو گرفته و هواش رو داره؛ چه دلگرمی ای! ... در ضمن برای مجید انتظامی در نظر دارم پست های جداگانه ای بذارم.

علی

[گریه][ماچ]