۶۴- نگرش سیستمی (3)

در نوشته 22 چنین گفتم که «چنین بیاندیش که روزی به این باور برسی که هر کار تو، کوچکترین کار تو، نفس‌کشیدن تو، دم و بازدم تو، صحبت تو، سکوت تو، همه و همه در تمام هستی اثر می‌گذارد. تفکر کل‌نگر و سیستمی چنین باوری دارد.» و در نوشته 25، چنین گفتم که «در تفکر سیستمی، باور بر این است که عمده‌ی مشکلات نه به خاطر چیزی بیرون سیستم، بلکه به خاطر خود سیستم است؛ بنابراین سخنانی مانند: تقصیر بقیه است، اگر فلان اتفاق نبود من چنین نبودم، دشمن و رقیب نمی‌گذارد من کارم را بکنم، ... نشان‌گر بینش ناواقع‌بینانه و جزءنگر گویندگان آن می‌باشد.» و آنجا به این اشاره بسنده کردم که داشتن بینش سیستمی، لزوما مسوولیت‌زا و امیدبخش است.

karma

چرا؟

آنکس که باور دارد هر قدم او، حتا اندیشه مجرد او، می‌تواند بر هستی تاثیر بگذارد نمی‌تواند به کردار و گفتار و رفتار خود بی‌اعتنا باشد یا این که خود را موجودی منفعل بداند که نمی‌تواند هیچ نقشی در جهان ایفا کند؛

و این مسوولیت‌زا و هراس‌انگیز است، که لغزش تو، اشتباه تو، بی‌تفاوتی تو، قطعا بر چهره هستی سیلی خواهد زد!

و این امیدبخش است: چرا که درمی‌یابی وجودت بی‌هوده نیست و نقشی داری! دست کم به اندازه‌ی خودت! و موثری، دست کم به اندازه خودت!

***

فیزیک مکانیک: هر عملی را عکس‌العملی است مساوی و در خلاف جهت آن.

مولانا: این جهان کوه است و فعل ما ندا/سوی ما آید نداها را صدا

قانون کارما: هرچه بکاری همان را می‌دروی، خوبی خوبی و بدی بدی می‌آورد.

قرآن: هرکس ذره‌ای خوبی کند آن را می‌بیند و هرکس ذره‌ای بدی کند، آن را می‌بیند.

 

* «کارما» واژه‌ای است سانسکریت که تقریبا نشان‌گر جمله توضیحی بالا می‌باشد.

 

در پاسخ به پرسش‌های گوناگون دوستان درباره «هومیوپاتی»، سرگرم آماده‌سازی نوشته‌ای هستم (به سبک FAQهای اینترنتی) و به امید خدا به‌زودی نوشتن آن پایان می‌پذیرد. ضمنا امروز زادروز دکتر شریعتی، آموزگار ارجمند من/ما نیز هست که بسیار نقد کرد و بسیار نیاز به نقد آگاهانه و بی‌طرفانه دارد! در سالگرد رفتنش از او سخن گفتم و چرا نباید در روز آمدنش یادش کنم؟ معلم عزیزم! یادت گرامی باد! (با سپاس از یک دوست که به یادم آورد از زادروز معلم شهید یاد کنم!)

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

خب راستش جالب بود. اون مبحث هم که ميخوای شروع کنی منتظريم :)...عيد رو تبريک ميگم

maryam

آغاز آذر، ماه روشنایی و گرما بر شما مبارک! نوشته هایی این چنین باعث می شود که در فرآیندهای زندگی بیشتر دقیق شویم. وقتی در کوهستان فریاد می زنیم، صدایمان با تأخیر منعکس می شود. راجع به این موضوع فکر کردم. مدت زمان این تأخیر در مورد پدیده های مختلف، متفاوت است. مثلاً اثر و نتیجه انجام فعالیتهای فرهنگی در جامعه ما با تأخیر بسیار زیاد ظاهر می شود، شاید حتی برای نسلهای بعد. این مثال برایم بسیار محسوسه چون بخشی از فعالیت زندگیم را در برمی گیره. به کارما اعتقاد دارم. در فلسفه بودا و یوگا هم این اعتقاد وجود داره. یکی از مهمترین اثراتش همون طور که گفتید جایگزینی ما به جای من است، کاری که خودتون هم در این نوشته انجام دادید(من/ما). در ضمن در بلاگم ایجاد اون فاصله اتفاقی بود، عکسی در کار نبود.

سپهر دانش

سلام علی جان - عيدت مبارک - دوست داشتی سراغ من بيا

tfahimeh

سلام.خواندم.خداحافظ.

رضا شیرازی

سلام علی جون. خيلی با نوشته هات حال ميکنم. فعلا قربونت برم تا ببينم بعد چی ميشه...

افرا

سلام. شرمنده از لطفتون... اگه چيزی نگفتم به خاطر ترديدم بوده در دوباره بودنم... و هنوز هم تصمیمی نگرفته ام ......... باز هم ممنون و موفق باشيد.

نوشی

هميشه هميشه هميشه موفق باشين

nafise

سلام ... ممنون ولی من نتوانستم از فايل شما استفاده کنم چون پيغام خطا می داد لطفا دوباره بفرستيد تا دونلود کنم اگر امکانش هست .....