317- تبصره

این تبعیضهای مختلف و «تبصره»هایی که همیشه مثل بختک بر زندگی ایرانیجماعت سایه انداخته، مرا به این فکر انداخته که اصولا یکی از دلایل عقبماندگی ما، حاکمیت تبصرهها بر قوانین اصلی است. یعنی هرکاری که ما انسانهای معمولی می‌‌خواهیم بکنیم به دلیلی نمیشود، ولی برای شخص دیگری که از ما بهتر است به دلیل تبصرهای میشود، تبصره‌ای که در صورت نیاز از همان لحظه امکان خلق‌شدن هم دارد!

چنین می‌اندیشم که فرهنگ‌های پیشرفته‌تر، پایبند قانون هستند و فرهنگ‌هایی همانند ما، دنبالهرو تبصره.

حتا چنانچه سمتی هم نداشته باشیم، باز بخواهیم کاری هم بکنیم یواشکی دنبال در-رویی، راه مخفی‌ای، ارتباطی ... تبصره‌ای هستیم و این است که همیشه کارمان می‌لنگد.

*

یکی از دوستان بسیار عزیزم از طرف سازمانی دولتی در تهران به جیتکس امسال اعزام شده. دیشب برایم میگفت که مسوول حراست سازمانشان همهجا مواظب آنهاست که مبادا در این شهر دبی (که قطعا اسباب گناه در آن از تهران ام‌‌القرای جهان اسلام بیشتر است و متاسفانه مواد مخدر هم در آن پیدا نمیشود و بدتر اینکه در ساعات نماز مساجدش لبریز از مومنین و مومنات میشود و در خیابان کسی به دنبال فساد نیست و جاهای خوشگذرانیاش هم کاملا خطکشیشده و معلوم است) خدای نکرده شیطنتی بکنند. فقط احساس شرم کردم. چیزی نداشتم بگویم.

/ 5 نظر / 2 بازدید
میثم

حالا خیلی هم نا امید نباش! شاید یه روز بالاخره درست شد [نیشخند]

واژگان دور، ملودی های نزدیک

شاید یکی از موارد وفور تبصره ها این باشه که خیلی از قانون ها فقط یک "برداشت" از برخی کشورها هستند و به دلایلی فقط باید باشند. و وقتی می بینند که این قوانین یک خورده، یک جورایی هست باید بالاخره...

محمد تقی

وقتی اینهمه وقت سر یک موضوع روشنی مانند جعل مدرک تلف می‌شود و عاجز هستیم از یک تصمیم قاطع دیگر دیدن اینگونه مسایل و در یک کلام حاکم شدن جزیی نگری و نوک بینی را دیدن بر کل نگری زیاد شاید تعجب برانگیز نباشد.[ناراحت]

میثم

از شاخصه های اصلی قانون اینه که جامع و مانع باشه. متقن باشه. و البته پشتوانه اجرایی قوی داشته باشه. اما در مورد قانون یه نکته دیگه هم وجود داره. اونم اینه که قانون باید انعطاف پذیر باشه اما نه در حدی که شکسته بشه. ولی متاسفانه تو کشور ما قانون برای خیلی ها سفت و سخته و برای بعضی های دیگه خیلی انعطاف پذیر (در حد شکستن و ایجاد تبصره)

ناصر

سلام به قول یکی: در همه جای دنیا قانون وضع میشه برای این که کار ملت رو ساده کنه و در ایران قوانین برای مشکل درست کردن و کار مردم را پیچوندن درست میشن! یک بار داشتم توی جاده چالوس میروندم هر جا که راه‌بندان می‌شد چند صد متر جلوترش یک پلیس ایستاده بود و بعد از رد کردن پلیس راه خلوت و بی دردسر می‌شد!