106- حلقه‌ها در سيستم

PeterSenge در شاهكار خود پنجمين فرمان، از دو حلقه مهم در سيستم‌ها صحبت مي‌كند. حلقه تقويتي و حلقه كنترلي.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

حلقه تقويتي: همواره در سيستم حلقه‌هايي ايجاد مي‌شود كه باعث تسريع يك امر مي‌شود كه لزوما جهت  اين تسريع مثبت نيست.

مثال: فرض كنيد كه در يك جمع كوچك، دو نفر بي‌ملاحظه يا حتي كم‌شنوا بلندبلند با هم صحبت كنند. بقيه به خاطر اين كه صداي يكديگر را نمي‌شنوند نيز مجبورند بلندتر و بلندتر صحبت كنند و ... بعد از چند دقيقه همهمه‌اي در آن جمع پديد مي‌آيد كه ديگر نمي‌توان درستش كرد. يك گلوله برفي كوچك كه از سراشيبي پايين مي‌آيد، مي‌تواند به يك بهمن مخرب تبديل شود. يك سازمان در حال شكست/موفقيت روي مشتريان خود تاثير منفي/مثبت مي‌گذارد و اين روند تقويت مي‌شود و مشتريان كمتر/بيشتري به آن سازمان مراجعه مي‌كنند و سازمان در روند شكست/موفقيت خود بيشتر پيش مي‌رود. يك بيماري رو به وخامت يا رو به بهبود نيز چنين وضعي دارد.

(خواننده اين وبلاگ، حتما حواسش به حلقه‌هاي تقويتي كشور خودمان هست. من مي‌خواهم كاري انجام دهم، مخاطب من با توسل به يك «آشنا» جلوي كار مرا مي‌گيرد، من يك «آشناي» قوي‌تر پيدا مي‌كنم كه حال او را بگيرم، ...، «پارتي‌بازي» زاييده مي‌شود و مي‌شود يك معضل فراگير! البته اين فقط يك حلقه است.)

 

حلقه كنترل: همواره در سيستم، حلقه‌هاي كنترلي ايجاد مي‌شود كه مانع رشد (منفي يا مثبت ) مي‌گردد. مثال:

تمام سيستم‌هاي طبيعي: بدن انسان صدها حلقه كنترل دارد. تعريق، دفع، تنفس، گرسنگي و تشنگي، فشار خون، خواب و بيداري، كنترل دائمي يون‌هاي حياتي براي بدن ...

تمام چيزهاي هدفمند: ماشين‌ها (گاز، ترمز، فرمان، ...)

 

PeterSenge نشان مي‌دهد كه آنچه كه براي مديران يك سازمان بسيار مهم است و بايد بدانند آنست كه براي حل مشكلات سازمان بايد حلقه‌هاي كنترلي را بشناسند تا بتوانند مشكلات سيستم را برطرف كنند.

(چنين است كه مي‌گويم براي ساختن جامعه سالم، نخست بايد خود را ساخت. تمركز بر حلقه‌هاي كنترل، با پزشكي مورد علاقه من يعني هوميوپاتي هم رابطه مستقيمي دارد كه در گذشته به آن پرداخته‌ام و باز هم خواهم گفت.)

 

بحث امروز كمي تخصصي شد و من هم كه به طور معمول نمي‌توانم زياده‌نويس باشم و فشرده و مختصر مي‌نويسم. لطفا به اصل كتاب نيز مراجعه فرماييد. درك اين حلقه‌ها براي هركسي كه علاقه‌مند به بهبود يك سيستم است، چه مثل من مهندس صنايع باشد، چه مدير، چه پزشك، چه يك دانشجوي علاقه‌مند به بهبود وضعيت جامعه و ... لازم است.

/ 13 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
CARLOS

درود، اين از زندگی بوعلی سينا بر گرفته شده دوست خوبم! نخست می خواستم آن داستان کنيز(مولانا) را بنويسم! اين را زيبا تر و پر بار تر يافتم! شاد باشی و توانا، بدرود

Jalal

بحث قابل تاملی بود. منتظر ادامه آن هستم.

سوفي

جريان اين كد چيه؟

سوفي

قشنگ بود و قابل تفكر ....

hiva

سلام. خيلی وقت بود به اينجا سر نزده بودم. از کی اين شکليش کرديد؟ شاد و پيروز باشيد.

کیمیاگر:

اعتراف ميکنم اصلا نشناختم اينجا رو...چی شد تغيير رنگ دادين؟؟..تا اونجايی که يادمه شما طرفدار سبز و آرامشش بودين!!؟

پوريا سوری

سلام علي جان ... سری ديگر به ما نمی زنی ... وبلاگت خيلی زيبا شده ... منتظزتم ... يا حق

كريم شفائي

سلام دوست عزيزم! "اگر نمي خواستي عاشق شوي، موهايت را چرا پريشان كردي؟"! // راز اين جادو را بر من بگشاي، اي ساحره سرزمين هاي باراني عشق! // ▪ كتاب شعر الكترونيكي " كريم شفائي " در آدرس: www.jahanshahreman.persianblog.ir منتشر شد. فقط كافي است وارد فضاي وبلاگ شده و روي اين سطر كليك كني: اگر نمی خواستی عاشق شوی چرا موهايت را پريشان کردی شاعر کريم شفائی // // تا " تو را روي بال هاي بلندم بنشانم و به آسمان هايي ببرم كه گردن آويز خدايش ستارگاني است كه نور از چشمان تو گرفته اند! " ▪ مي خواستم خواهش كنم سري بزنيد و با نقطه نظرات خودتان مرا راهنمايي كنيد. من چشم انتظار عزيزان بزرگواري هستم كه از بيان نقاط ضعف و قوت كار من مضايقه نكرده و مرا مديون خود مي كنند. سپاسگزارم.

ارنستو

ببين عزيز دل برادر...اون فيدبکها(مثبت یا منفی) خودشون جزء حلقه کنترلن. اصلا يه جورايی کل حلقه يه حلقه کنترله! می‌مونه نوع ورودی و خروجی حلقه! (چی گفتم؟)

نارسیس

بـــــــــــــــــــــــــله! چی بگم! آدم نمی دونه کدومش بهتره: افتادن توی یه حلقه تقویتی توپ یا برقرار کردن تعادل در زندگی: خوب بد خوب بد ........... ؛)