738- باز هم اخبار

امروز ظهر خواستیم ناهار بخوریم. برخلاف سنت همیشگی خاموشی تلویزیون، فکر کردیم که تلویزیون را روشن کنیم شاید تصاویر دلپذیری از شادمانی سال نو میلادی در گوشه گوشه‌ی جهان از اخبار ساعت 14 پخش شود. با این که اصلا خوشبین نبودم تلویزیون را روشن کردم. سرخط اخبار ساعت 14 این بود: سال نو خونین در ترکیه! طبیعتا تلویزیون دوباره خاموش شد.

سالهاست که حداقل وقت ممکن را صرف تلویزیون و به‌ویژه اخبار می‌کنم و بارها و بارها به بهانه‌های مختلف این مساله را نوشته‌ام که پیگیری مداوم اخبار (از هر رسانه و شبکه‌ای در هرکجای دنیا) اتلاف عمر عزیز است. ما به این دنیا نیامده‌ایم که وقتمان را صرف دانستن تصادف و سیل و زلزله و توفان بکنیم. روزانه هزاران پرواز در جهان انجام می‌شود ولی اخبار چه می‌کند؟ خبر از سقوط فلان هواپیما می‌دهد. میلیون‌ها کودک به دنیا می‌آیند و اخبار از کشته‌شدن یک کودک سخن می‌گوید. هزاران کار عالی در جهان انجام می‌شود ولی اخبار توجه شما را به فلان کار ناشایست جلب می‌کند!

من حتی یک نفر را نمی‌شناسم که عادت به پیگیری اخبار داشته باشد و خوشحال باشد. چرا که اصلا کار شبکه‌های خبری دنیا، خوشحال کردن نیست. افرادی که دائما اخبار می‌ببیند عموما ناراحت، مضطرب ناراضی یا در حال شکایت هستند و متاسفانه کمابیش در سپری کردن اوقات با خانواده خود، مشکلات جدی دارند. یعنی اگر تلویزیون خاموش باشد نمی‌دانند اوقات را با خانواده خود چگونه سپری کنند و چگونه از زمان با هم بودن لذت ببرند. با توجه به این که مردان از نظر روانی وابستگی بیشتری به اخبار دارند، عموما همسر و فرزندان اینگونه افراد، از توجه زیاد آنان به اخبار ناراضی هستند، البته شاید این را ابراز نکنند ولی دل خوشی از این مساله ندارند.

بسیار بعید است افراد موفق و موثر جهان، خبربین و خبرخوان باشند. البته خبرساز هستند، ولی خبرخوان؟ بسیار بعید است. ما هم می‌توانیم با به‌حداقل‌رساندن توجه به اخبار و به‌حداکثررساندن توجه به پرورش و تعالی خودمان، در زمره افراد موفق و موثر باشیم و به خود و دیگران برای زندگی بهتر کمک کنیم و چرا که نه؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱۳


725- منم، خبرگزاری!

گروهی از ما، خبرگزاری سرخود هستیم. یعنی صدها و هزاران شبکه‌ی رادیویی و تلویزیونی و ماهواره‌‌ای و -این روزها- تلگرامی و وب‌سایت و روزنامه و صفحه‌ی حوادث ... و خروارخروار اطلاعات منفی زلزله و توفان و قحطی و سیل و جنگ و بمباران و انتحار و ... نمی‌تواند سیرمان کند، خودمان هم یکسره مشغول بازتولید و تکثیر اخبار –بد و بی‌فایده- هستیم. اگر رسانه‌ها کفایت‌مان نکنند سیر تا پیاز اخبار محله و قوم و خویش و در و همسایه هم به فهرست اضافه می‌شود و البته سرکشی در جزئیات زندگی ورزشکاران و هنرمندان و افراد مشهور و اگر فرصتی هم باشد مرور تمام نقل و انتقالات باشگاه‌های فوتبال از لیگ اسپانیا تا لیگ مالدیو.

هر اتفاقی در هرکجای دنیا بیفتد، اگر البته جنجالی و لایک‌خور باشد و نیاز به تحلیل و اندیشه هم نداشته باشد، حتما باید درباره‌اش اظهار نظر بکنیم. همه‌چیز بهانه است که خبرگزاری شخصی ما خبر تولید کند. خواننده و فوتبالیست و سینماگر و شکاربان و یوزپلنگ و ترکیه و تحریم و برجام و یارانه ... فقط باید سریعا موضع بگیریم که مبادا از قافله عقب بمانیم. گویی اگر قدری سکوت کنیم و فقط بگذاریم برفرض کسی از کیارستمی یا کودتای ترکیه صحبت کند که تحلیل‌گر سینما یا سیاست است آسمان به زمین می‌آید.

در حیرتم از این همه حرص و علاقه به «عالم بیرون از خود.» انگار که خداوند آدمی را خلق کرده برای رسیدن به مقام فناء فی ‌الاخبار. آن هم نه از آن خبرهای جان‌نواز (*) که مولانا می‌گفت. از این خبرها که مثل کف روی موج، الان هستند و ساعتی دیگر جایشان را به خبر دیگری می‌دهند.

خوشا به حال بخت‌یارانی که از قیل و قال اخبار رها باشند.

----------------------------

* جان نباشد جز خبر در آزمون/هر که را افزون خبر، جانش فزون (مثنوی، دفتر دوم، بخش 95)

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢٩