93- ای باد شرطه برخيز

دوصد گفته، چون نيم كردار نيست.

بسيار كوچك بودم. شايد شش ساله. اين شعر را كه خواندم فكر كردم «دوصد» اسم يك آدم است. فكر كردم جمله بالا چيزي شبيه اين است: فلاني گفته، او گفته، ... ! بعد از خودم مي‌پرسيدم اين آقاي «دوصد» منظورش چي بوده كه گفته «چون نيم‌كردار نيست»؟

الان معني اين شعر را مي‌دانم. ولي در عمل، همان كودك كوچكم!

چه خوش گفته‌اند كه علمي كه به كار نيايد بسيار زيان‌آور و دهشت‌بار است! علم بي‌استفاده مانند مرداب است. به گند مي‌كشد، خفه مي‌كند، جنايت‌كار است...!

جامعه ما پر است از علم به كار نيامده! همه «مي‌دانيم»! دانشمند و دانا و تحليل‌گر طبق‌طبق! ولي همه فعل «نتوانستن» را صرف می‌كنيم! خودم هم اولينش! علم عمليم آرزوست!

)ناگفته نماند كه يكی از مسائلی كه مرا به سوی پزشكی هوميوپاتی كشاند، اين بود كه واقعا در عمل باعث درمان بيماران می‌شود. گويی چيزی را يافتم كه به يك دردی می‌خورد! از حرف و كلاس و دوره و سمينار و شعار خسته شده بودم. دوستان ديده‌اند كه در اين يكي دوسال اخير –به جز اين وبلاگ- معمولا ساكتم. همين وبلاگ هم هر چهارپنج روز يك‌بارش به‌سختي است. چون نمي‌خواهم صرفا «حرف» بزنم كه خودم مثل آن چيزي كه مي‌دانيد در گل و لاي عمل‌كردنش بمانم!)

 اي باد شرطه برخيز

شايد كه بازبينيم

ديدار آشنا را !

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢٢
تگ ها :