۸۲- اثربخشی و كارايي (كار خوب كردن و خوب كار كردن)

كارايي (Efficiency): اين كه كارها، خوب انجام شود. (Doing works nice)

اثربخشي (Effectiveness): اين كه كارهاي خوبي انجام شود. (Doing nice works)

 

در كشور ما، كه به دلايل متعدد، قامت ناساز و ناموزون سيستم‌ها زير پوشش‌ها و آرايه‌ها و پيرايه‌هاي گوناگون، زيبا و فريبا تصور مي‌شود، يكي از مهلك‌ترين بيماري‌ها عدم درك و تميز «اثربخشي» و «كارايي» است.

 

بيشترين هم و غم اكثر ما يافتن شغلي است، هرچه! حال آنها كه وجدان بيدارتري دارند نهايت كوشش خود را مي‌كنند تا «خوب» كار كنند و لقمه‌شان حلال باشد! اما نگاه بالاتر و سيستماتيك‌تر، بررسي مي‌كند كه آيا اصلا اين كاري كه من مي‌كنم، اصولا كاري است خوب؟ آيا اهداف شركت، موسسه، سازمان، نهاد، ارگان، گروه، دسته‌اي ... كه در آن كار مي‌كنم مفيد است؟ معناي عميق اين جمله كه ارزش يك كار، به نيت آن است بسيار قامل تامل است. خواننده‌ي اين نوشته، اگر در همين لحظه بگويد «برو بابا! موعظه نكن! بايد كار كرد. مهم درآمد كار است. من كه پاسخگوي مديران نيستم. من كار خودم را مي‌كنم. به من چه! پس گرسنه بمانم؟ بالاخره كه چه؟ ....» ناخواسته، جزئي از يك ساختار فرسايشي شده است كه به دليل ناكارايي خويش، در بدترشدن اوضاع خودش و ديگران موثر خواهد بود. (البته هريك از ما را طاقتي است. خود من هم طبيعتا از  لغزش به‌دور نيستم.)

 

شخصي را در نظر بگيريد كه با نهايت كوشش و خلاقيت و حتا شجاعت و تهور در يك باند مواد مخدر كار مي‌كند. چنين شخصي قطعا كارايي دارد، ولي كارش خوب نيست، اثربخشي نيست. به ضرر اجتماع است. در رشته دانشگاهي من (مهندسي صنايع)، بسيار فرصت‌ها و «پروژه‌ها» با درآمد كلان وجود داشت و دارد كه وقتي مي‌خواستم وارد آن شوم، يك «كه چي؟» بزرگ و كشنده بر سرم آوار مي‌شد. اين كه براي سازماني مثلا ISO9000 پياده كنم كه مديرانش جز سركيسه‌كردن خلق‌ا... نيتي ندارند، چه سودي براي جامعه‌ام دارد؟ (در مثل مناقشه نكنيد ها! دارم مثال مي‌زنم.)

 

مردمان از موفقيت سازمان‌ها و موسسات علمي‌اي سخن مي‌گويند كه مثلا كلاس كنكور يا خصوصي ... دارند. اندكي به مساله نگاه مي‌كنم و در وراي اين همه كلاس خصوصي و كنكور «كارا»، يك سيستم «ناموثر» مي‌بينم كه در درازمدت، تمام آموزش كشور را دچار يك ضايعه غيرقابل جبران و جهنمي خواهد كرد: دانش‌آموزاني تربيت مي‌شوند كه به جاي انديشيدن، باركش حجم عظيمي از اطلاعات ريز و درشت (و بعضا بي‌فايده) هستند. چنين نظام آموزشي-تربيتي! براي كشور چه كار مي‌تواند بكند؟ از اين نمونه‌ها بسيار است ....

 

تنها نبايد دو نكته را فراموش كرد: (1) اثربخشي صرف هم كفايت نمي‌كند! هردو با هم لازمند. بهترين كارها اگر كارا انجام نشود، همان بهتر كه اصلا انجام نشود! چون مي‌شود شعار! (مطلب 76) (2) كارايي و اثربخشي بايد طوري برنامه‌ريزي شوند كه هم در كوتاه‌مدت و هم در بلندمدت وجود داشته باشند. درباره اين بخش دوم مي‌توانيد به فصل پنجم كتاب ارزنده «دوره عمر سازمان» اثر «ايزاك آديزس» ترجمه «دكتر كاوه محمد سيروس» مراجعه نماييد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱٤
تگ ها :