739- پدرانه (19)

امروز دخترم سه ساله شد و خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ، بسیار سپاسگزارم. روزگاری مردان و زنانی بودند – و متاسفانه هنوز هم هستند – که دلشان فقط پسر می‌خواست و قدرناشناس فرزندان دختر خود بودند، اما برای من حقیقتا جنسیت فرزند کوچکترین اهمیتی ندارد.

برای من مهم است که فرزندم انسانی باشد که در جهات گوناگون انسانی ببالد و رشد کند. خودش را بشناسد، خودش و دیگران را دوست داشته باشد، مثبت و مسئولیت پذیر بشود و کنترل سرنوشت و زندگیش را خودش به دست بگیرد، عزت نفس داشته باشد و یاد بگیرد با مشکلات روبرو شود و توان حل مساله پیدا کند و جرات سعی و خطا و تجربه پیدا کند. تا جایی که بتوانم سعی خواهم کرد که از همان نوجوانی مستقل باشد و روی پای خودش بایستد.

من هرگز فرزندم را اسیر رقابت‌های اشتباه نخواهم کرد و از او برای تفاخر سوءاستفاده نخواهم کرد. او را به اجبار به کلاس‌های گوناگون نخواهم فرستاد و اجازه خواهم داد که در خردسالی بیشتر وقتش صرف بازی و شادی شود. من به او فرصت خواهم داد که به شکل طبیعی درس بخواند و ببالد. به او فرصت خواهم داد صحبت‌های من یا معلمان خویش را چشم‌بسته نپذیرد و برای تفکرات خودش ارزش قائل باشد. او را برای شاگرداول شدن تحت فشار نخواهم گذاشت.

اجازه خواهم داد خودش را بشناسد و خودش انتخاب کند که کدام هنر یا کدام ورزش را بیشتر می‌پسندد. برای من مهم اصلا مهم نیست که او در آینده دکتر یا مهندس نشود. او را با برچسب نابغه و تیزهوش از اجتماع جدا نخواهم کرد تا بداند تمام آدمیان ارزشمند و هریک در جایگاه خود محترم هستند. برایم این مهم است که فرزندم با خودش و دیگران صادق باشد و در مسیر علاقه‌ها و استعدادهای راستین خودش حرکت کند و وجودش برای خودش و دیگران مایه‌ی عشق و امید و آرامش و برکت باشد.

من آرزومندم که کودک آگاهانه به دنبال رویاها و آرزوهای شخصیش برود. می‌دانم که کودکم تنها امانتی موقت است که چندسالی وظیفه کمک به رشد او را بر عهده دارم و پس از آن، باید اجازه دهم برای خودش و به دلخواه خودش زندگی کند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٦