735- استاد و مهندس

شاید مشکل از من است، ولی اصلا از خطاب‌شدن با عنوان  مهندس یا استاد یا امثال آن خوشم نیامده. زمانی که در دانشکده بودیم و کلاس حل تمرین یا آموزش فوق برنامه داشتم هیچکس حق نداشت مرا استاد صدا بکند. در مدارس هم که گاه به دانش‌آموزان درس داده‌ام همین روال حاکم بوده و اکنون هم بین دوستان و رفقا هرکسی به من مهندس می‌گوید خیلی راحت از او می‌خواهم که به‌سادگی مرا با همان نام کوچک یا کاویانی صدا کند.

به باور من، شخصیت یک فرد، مُقدَم بر مدرک دانشگاهی یا القاب اوست و درک نمی‌کنم چرا اگر به کسی حاجی، کربلایی، دکتر، مهندس، استاد ... نگوییم آن فرد باید ناراحت شود؟

در جهان دانش کسی مشهورتر از انیشتین نیست. ولی چقدر راحت از او نام می‌بریم؟ اصلا نیازی نیست بگوییم استاد انیشتین یا پروفسور انیشتین یا ...؟ همینطور فلاسفه یا اندیشمندان مشهور. از سقراط و افلاطون و ابن سینا تا بزرگان اندیشه و علم امروز. اصلا نیازی به القاب نداشته‌اند و ندارند.

گمان می‌کنم که آدمی که در مسیر پیشرفت شخصی حرکت می‌کند، خودبه‌خود از قید و بند القاب و مدارک و تکلفات آزاد خواهد شد و خودش را به شکل ساده و صمیمی و طبیعی، بیشتر دوست خواهد داشت.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱۳