75- ما هم بله!

پارسال، همین روزها بود که مصمم شدم وبلاگ بنویسم. و نوشتم! سوم بهمن 1381 بود. یکی از دوستان که دیگه نمی‌نویسه هم پیگیر بود.

 

عنوان وبلاگ رو گذاشتم shortcut. دلیلش توی صفحه بایگانی نوشته‌هام هست. با خودم پیمان نانوشته‌ای بستم. این که هرگز به شخصیت خواننده توهین نکنم و یک مطلب آبکی و الکی براش ننویسم. هرگز جز به ضرورت ننویسم و تا حد ممکن خودم باشم. شکل و امکانات وبلاگ رو مرتب بهبود بدم. رک و راست باشم و ....

 

اولین پیام رو داداشی و آبجی گذاشتند. اولین پیوند رو افرا داد و اولین همکاری واقعی رو دیونسیوس با من داشت. (هم لوگوی وبلاگ کار اوست و هم بسیاری از توصیه‌های فنی.)

 

اصلا فکر نمی‌کردم که مطالبی جدی و نسبتا خشک، با استقبال مواجه بشه. امیدوار بودم سه چهارتا مخاطب پیدا کنم و به عشق اون‌ها بنویسم،‌ ولی الان ده‌ها دوست صمیمی و صادق دارم که خیلی‌هاشون رو از نزدیک دیده‌ام و بقیه رو هم امیدوارم کم‌کم ببینم. به هرحال، حضورشون و اندیشه‌هاشون و آموزه‌هاشون مغتنمه.

 

اصلا دوست نداشتم که بگم «ما هم یکساله شدیم!»، ولی فکر کردم شاید دیگه فرصتی برای سپاسگزاری از همراهی و هم‌نفسی خوانندگان این نوشته‌ها پیش نیاد. کی از فرداش خبر داره؟ بنابراین ما هم بله!

 

باز هم از اینکه در مسافرت هستم و نمی‌تونم درست و حسابی براتون پیام بذارم معذرت می‌خوام. تنها دو واژه می‌تونم بگم: «دوستتون دارم!» اگر می‌خواهید خیلی به من لطف کنید با انتقاد آبدار از من و وبلاگم، کمکم کنید که وبلاگم رو و خودم رو، پیراسته‌تر کنم. باز هم سپاس.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٢
تگ ها :