723- عید فطر

امروز می‌اندیشیدم که 700 سال از روزگار مولانا گذشته و هنوز کمتر شعری به این زیبایی در  وصف عید فطر گفته شده:

عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمد

برگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد

(دیدن کامل غزل در این نشانی http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh632/)

عشق، تازگی و طراوت می‌آورد و تکرار، کهنگی و خستگی. سخنانی که از جان‌های عاشق و پویا برمی‌خیزد، خواه در قالب دعایی مانند کمیل باشد و خواه در قالب غزل‌های عاشقانه‌ی امثال مولانا و سعدی، هیچگاه کهنه نمی‌شوند.

امام علی فرمود: بندگان به سه شکل خداوند را عبادت می‌کنند، چون تاجران، چون بردگان و چون آزادگان. به گمان من، بندگی بیشتر ما از نوع اول و دوم (از سر طمع یا ترس) است و از همین روست که برای نماز و روزه و زکات و ... همواره غر می‌زنیم و بهانه می‌آوریم. آنچه ماندگار و جان‌نواز و تاثیرگذار است، عبادت‌ها و نیایش‌ها و سخنان انسان‌هایی است که از سر آزادگی، خدای خویش را می‌پرستند و برای همین است که کلام آنها همیشه شیرین و شورانگیز است. امیدوارم خداوند ما را در ردیف پرستندگان آزاده‌ی خویش قرار دهد. عید فطرتان خجسته باد!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٦