74- استعداد به بيماری در پزشكی هوميوپاتي، تعميم به سيستم‌ها

اگر ساکن تهران باشید، می‌دانید که با یک باران کم، یا وزش باد یا اتفاقی در همین حدود، چه راه‌بندان و مشکلاتی ایجاد می‌شود. گاه برق قطع هم می‌شود، تلفن از کار می‌افتد، (حتا اینترنت شرکت ما با بارش سنگین باران قطع می شود!)، خلاصه این که شیرتوشیری می‌شود.

 

یک تلنگر، نقاب از چهره بیمار شهر برمی‌دارد و چهره واقعی آن را نشان می‌دهد که تا چه حد بیمار است.

دقت كنيد:‌ هر شهري در معرض اين تلنگرها هست، ولي اگر سالم باشد،‌ چنين مشكلاتي در آن نيست.

 

این را گفتم که برای افزایش اطلاعات خوانندگان، به یکی از ویژگي‌هاي زيبا، جالب و پراهميت پزشكي هوميوپاتي اشاره كنم:

آيا پيش نيامده كه هميشه به يك شكل خاص سرما بخوريد، هميشه با خوردن غذاي خاص،‌ مشكلات گوارشي خاص و مشابهي بگيريد، هميشه با رفتن به منطقه‌اي خاص، دچار علائمي ويژه شويد؟ ....

وقتي ويروس سرماخوردگي –مثلا در يك كلاس درس- پخش مي‌كنيم، همه بيمار نمي‌شوند، بلكه درصدي از افراد بيمار مي‌شوند. به عبارتي، استعداد فرد نقش بسيار مهمي در بيمارشدن او دارد.

 

پزشكي هوميوپاتي، در بسياري موارد معتقد است كه صرفا عامل خارجي (ميكروب، استرس روحي، جسمي و ...) باعث بيماري نيست، بلكه شخص خودش بيمار است. اگر كسي با خوردن غذايي خاص، اسهال مي‌شود، هميشه اين وضعيت را دارد، آن غذا فقط يك تلنگر است. اگر كسي با مطالعه سردرد مي‌گيرد، هميشه سردرد دارد، مطالعه فقط تلنگر است. اگر كسي با اضطراب، دل‌پيچه مي‌گيرد، هميشه ... (مثال تهران را به ياد بياوريد.) افراد سالم بسياري هستند كه در معرض اين مشكلات هستند و كاري هم نمي‌شوند. (اين بحث در موارد زيادي صادق است،‌ ولي هميشگي نيست.)

 

هوميوپاتي،‌ اين هنر بسياربزرگ را دارد كه دست روي اين استعدادها مي‌گذارد و آن را درمان مي‌كند. يعني به جاي تمركز روي واكنش‌هاي انفعالي، سيستم بدن را به سمت تعادل و سلامتي مي‌برد و در نتيجه شخص بيمار نمي‌شود. استعدادهاي بيمار از بين مي‌رود.

 

تفاوت اين امر با پزشكي رايج، دقيقا مثل رفتاري است كه بايد در شهرها داشت. هروقت بخشي از شهر، به دليل ساختار بيمار دچار مشكل مي‌شود، مسوولان تلاش مي‌كنند با عكس‌العملي انفعالي همان بخش را «تسكين» دهند. (موقتا بپوشانند.) افسري برود چهارراهي را باز كند، ماموري برود سيم برق را سرهم‌بندي كند،  ديگري مجراهاي آب را باز كند ... (اين‌ها عينا كارهايي است كه داروهاي مسكن در بدن انجام مي‌دهند)،‌ ... در صورتي كه اگر ديد كل‌نگر مي‌داشتند، .... شما بگوييد! تازه،  اگر مسوولي بخواهد به شكلي ريشه‌اي سازمانش را درست كند، بايد يادش باشد كه ديد سيستمي داشته باشد. مگر مي‌شود سازمان‌ها را مستقل درست كرد؟ ديده‌ايد كه مثلا ادارات مختلف، بدون هماهنگي كوچه‌ها و خيابان‌ها را حفر مي‌كنند و منتظرند كار يكي تمام شود تا آن يكي خرابكاري را شروع كند؟ (عدم هماهنگي). اين مثل آنست كه در نظام هماهنگ بدن، شخصي بخواهد با تمركز روي يك بخش و جداكردن آن از بقيه، كاري درماني انجام دهد.... !

***

عزيزان همراه، به دليل مسافرتي شايد نتوانم برايتان به طور مرتب يادداشت بگذارم، ولي سعي مي‌كنم هر 5 تا 7 روز يك‌بار، حتما نوشته‌اي داشته باشم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٦
تگ ها :