704- ادبیات‌درمانی

من از آن دسته افراد خوش‌اقبالی هستم که می‌توانم از کتاب برای درمان مشکلاتم استفاده کنم. چندی پیش که ذهنم خسته و افسرده بود و جایی بودیم که به جز یک کتاب فارسی سوم راهنمایی، چیزی در خانه صاحبخانه پیدا نمی‌شد همان کتاب را با اشتیاق ورق زدم.  شعرها و قطعات کلاسیک و نو را می‌خواندم تا به این تک‌بیت از شاهنامه‌ی حکیم توس رسیدم:

به دانش فزای و به یزدان گرای/که او باد جان تو را رهنمای

همین تک‌بیت فردوسی بزرگوار، حالم را خوش کرد. دقایقی در این بیت عمیق غوطه خوردم. یادم آمد که روزی دیگر، تک‌بیتی از حافظ چقدر حالم را خوش کرده بود: چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان/تو همچو باد بهاری گره‌گشا می‌باش.

به یاد مقدمه دکتر سروش در اوصاف پارسایان افتادم که می‌گوید گاه مطالعه نیم‌بیت مثنوی یا سعدی، اثری بیشتر از خواندن یک کتاب اخلاقی دارد. تردیدی ندارم که ادبیات، سرشار از گنج‌های شفابخش است و چه سعادتمندیم اگر گاهی کتاب‌ها را از کتابخانه برداریم، خاکشان را پاک کنیم. بازشان کنیم و بخوانیم‌شان و چه محروم، اگر در کنار گنج باشیم و دست و دل‌مان تهی باشند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱۱