697- فقر

سالیان سال گمان می‌کردم سرمنشا بیشتر مشکلات آدمی، نادانی است. مدتی است به این می‌اندیشم که نادانی، خود زیرمجموعه‌ی مشکل بزرگ‌تری به نام فقر است.  نادانی، فقر آگاهی است. بی‌سوادی، فقر علمی است.  تنگدستی، فقر ثروت است. من در فقر هیچ شرف و فضیلتی نمی‌بینم. نه بی‌سوادی مایه افتخار است، نه ناآگاهی، نه تنگدستی ...

با این دیدگاه شاید بتوان گفت چرا انشای «علم بهتر است یا ثروت» همیشه برای بسیاری چالش‌آفرین بوده. برای آن که این دو در مقابل هم نیستند، یکی نشانگر توانگری اندیشه است و دیگری توانگری مادی. طبیعتا اگر تمام ابعاد ثروت در شخصی رشد کنند، بسیار بهتر است. وگرنه یک ثروتمند بی‌فرهنگ و جاهل، معمولا چیزی بیشتر از یک نوکیسه‎‌ی تازه به‌دوران‌رسیده نیست.

توضیح واضحات: فقر را با توصیف بالا، با زهد وپارسایی و قناعت و ساده‎زیستی یکی نگیرید.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٧
تگ ها : فقر ، ثروت ، پارسایی ، زهد