695- از تلفن تا تلگرام

برادرم در زمان موشک‌باران تهران، دانشجو بود. گاهی که به خانه اقوام ساکن تهران می‌رفت این بخت را داشتیم که با او تماس بگیریم و از احوالش باخبر شویم. آن هم با تلفن‌هایی که شماره‌گیر چرخان داشتند و برای هر شماره‌ای، به ویژه صفر اول که ویژه تماس بین شهری بود، کلی باید صبر می‌کردیم که شماره‌گیر به جای اولش برگردد.

من که دانشجو شدم، تازه تلفن‌های کارتی وارد معرکه شده بودند. یک خوابگاه بود و دو عدد تلفن کارتی. تلفنخانه‌ی خوابگاه هم دو سه خط تلفن بیشتر نداشت که والدین با زحمت یکی از شماره‌ها را می‌گرفتند و آن سوی خط باید کسی بود که تصادفا تلفن را برمی‌داشت و اسم تو را فریاد می‌زد.

دانشگاه را تمام کرده بودیم که اولین موبایل‌ها آمادند. ویژه ازمابهتران بودند. وسع ما به خریدش نمی‌رسید. باید حقوق چندین ماه را می‌دادیم برای یک سیم کارت. آن موقع هنوز مردم نمی‌دانستند که مخابرات کشورهای دیگر از سیم‌کارت کسب درآمد نمی‌کنند، بلکه از خدمات پول درمی‌آورند. به هرحال، والدین و فرزندان و دوستان و آشنایان با خیال راحت‌تری از احوال یکدیگر باخبر می‌شدند و کم‌کم کار به جایی رسید که اگر کسی موبایلش را همراهش نمی‌برد فکر می‌کرد چیزی کم است.

بعد ابزارهایی مثل یاهومسنجر و اسکایپ در روی کامپیوتر فراگیر شدند که چون کار با کامپیوتر به‌سادگی کار با تبلت و گوشی نبود و قدری تخصص می‌خواست، انحصار استفاده از آنها بیشتر دست طبقه تحصیلکرده مثل دانشجویان بود.

اکنون اما، خوشحالم که می‌بینم مادر خودم که 70سال را پشت سر گذاشته و اصلا با کامپیوتر و الفبای انگلیسی آشنا نیست، به‌راحتی با تبلت خود از راه اسکایپ یا تلگرام از احوال ما باخبر می‌شود و به صورت ویدئویی با هم صحبت می‌کنیم.

واقعیت این است که ظرف کمتر از دودهه، چنان تغییراتی در شیوه‌ی ارتباطات ایجاد شده که بسیاری اصلا عصر پیش از آن را به خاطر نمی‌آورند و بسیاری هم نمی‌توانند همراه با این تغییرات جدید پیش بروند. 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٩