688- بیماران

چندروزی است میهمان مادر و پدرم هستم. منزل والدین من نبش یک کوچه‌ی بزرگ است و تقریبا هیچ نیمه‌شبی نیست که صدای گفتگوی بلند عابران، موسیقی گوش‌خراش یک خودرو، بوق ممتد و غیرضروری یک موتورسیکلت که برای این که سرعتش را کم نکند چند بوق می‌زند و با شتاب از نبش کوچه می‌گذرد، بوق خداحافظی سرنشین یک خودرو یا حتا صدای دادوبیداد عمدی چند دوچرخه‌سوار یا موتورسوار به گوش نرسد.

 

صرف نظر از بعد اخلاقی ماجرا و این که کسی که به حق‌الناس قدری التفات داشته باشد، حتما در نیمه‌شب بیشتر مراقب خواب و آرام شهروندان دیگر است، تقریبا شکی ندارم که تمامی این رفتارها نشان‌گر بیماری مردم ماست. این‌که چرا تا این حد بیمار داریم خود بحثی جداگانه است، ولی مطمئن هستم آدم سالم خودش و دیگران را آزار نمی‌دهد. بیماری حتما لازم نیست به شکل سردرد و پادرد و زخم معده خودش را نشان دهد. روان بیمار نیز داریم و متاسفانه چه بسیار هم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٠