686- همین نزدیکی

دیروز در مراسم ترحیم یکی از آشنایان شرکت کردم. جمع زیادی از اقوام و آشنایان را دیدم که سال‌ها بود چهره‌ی آنها را ندیده بودم. کودکان دیروز و جوانان امروز، فضای همیشه مرموز غروب آرامگاه ... دخترم فکر می‌کرد به یک پارک بزرگ و سرسبز آمده و با خوشحالی راه می‌رفت و کاج جمع می‌کرد.

با پسردایی صحبت می‌کردیم که هدف از این مراسم، در اصل تنبیه و عبرت زندگان است، ولی کو کسی که عبرت بگیرد و یادش بیاید در چشم‌برهم‌زدنی ممکن است چشم از این دنیا ببندیم؟

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٤
تگ ها : مرگ ، زندگی