680- رمضانیات

برخلاف سال‌های گذشته، 17 روز از این رمضان گذشته و هنوز نوشته‌ای رمضانی ندارم. حیف! برخی رمضان‌ها نوشته‌ها می‌جوشیدند و می‌آمدند. گویا دل من هم مانند فلات ایران، رو به خشکسالی دارد و خودم خبر ندارم.

شاید بشود گفت خالص‌ترین رمضانی که سپری کرده‌ام در اولین سال اقامتم در دبی بوده. 10-11 سال پیش. زمانی که تنها زندگی می‌کردم و در سخت‌ترین شرایط کاری و مالی بودم. در یک اتاق کوچک که مساحتش 10مترمربع هم نبود. هرروز باید به‌تنهایی بیدار می‌شدم و غذایی درست می‌کردم. اجاق گازی در ایوان اتاقم بود و وزش باد، پخت‌و‌پز را سخت می‌کرد. کار سخت روزانه در دو جای مختلف که گاه به روزی 14-15 ساعت می‌رسید. اگر فرصتی می‌شد برای سحری یک غذای گرم آماده می‌کردم، ولی حقیقتا یادم نیست افطار چه می‌کردم و چه می‌خوردم. خودرو شخصی که اصلا نداشتم. برای رفتن به مراسم احیا در مسجد امام حسین (یکی از مساجد شیعیان در دبی) هم باید با اتوبوس می‌رفتم که در پول تاکسی صرفه‌جویی بشود.

درست است که خداوند همیشه نزدیک ماست و ما فراموش می‌کنیم، ولی آن سختی و فشار، مرا هم به خدا نزدیک‌تر کرده بود و توجهم بیشتر شده بود. مثلا وقتی در دعای جوشن کبیر می‌گفتم «یا انیس من لا انیس له» یا «یا رفیق من لا رفیق له» به‌خوبی معنایش را می‌فهمیدم. خدا را شکر می‌کنم که مرا به حال خودم رها نکرد و در آن روزها، تنهایی و گرفتاری و نداری و مشکلاتی که داشتم مانع روزه‌داری‌ام نشدند. خداوند می‌فرماید که باید به صبر و صلات پناه برد و به گمان بسیاری، صبر همان روزه است.

باری، روزهای شیرین و تلخ بسیاری پس از آن دوران آمدند و رفتند، ولی هیچ رمضانی، آن رمضان نشد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٤
تگ ها : رمضان ، دبی ، صبر