677- پدرانه (13)

آوینا ساعتی پیش خانه‌ی همسایه بوده.

نشسته سر حوصله یک دل سیر هندوانه خورده. بعد که خوردن تمام شده دستش را بلند کرده و تکان داده:

آوینا: بای‌بای.

خانم همسایه: کجا؟

آوینا: بابا.

خانم همسایه:

چه کار داری با بابا؟

آوینا: بغل!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱۳