674- نقطه‌ی عطف

در ریاضیات، نقاط عطف یک منحنی (inflection points)، نقاطی هستند که منحنی تغییر جهت می‌دهد. امروز داشتم به این مساله فکر می‌کردم که معلم یا معلمان ارزشمندی که در طول زندگی ملاقات می‌کنیم، از نقاط عطف زندگی ما محسوب می‌شوند.

سال اول دبیرستان بودم. یک دانش‌آموز درس‌خوان و اهل مطالعه‌ی کتاب و مجلات علمی. ولی آشنایی با یک دبیر ادبیات زحمتکش و رنجبر در آن زمان، مسیر زندگیم را کاملا تغییر داد. جهان من، جهان کتاب‌ها بود. ولی کتاب‌هایی، شاید بتوانم بگویم بی‌خطر. هرچه بود، علوم انسانی نبود!

اصلا نمی‌گویم مطالعه‌ی ژول ورن و مجله‌ی دانستنیها و دانشمند بد بود، ولی این‌ها همه‌چیز نبودند. آشنایی با ادبیات ایران و جهان، آشنایی با مکاتب ادبی، شعر نو و کلاسیک، شناختن متفکران و اندیشمندان، حضور در جلسات نقد ادبی ... گنجینه‌هایی بودند بود که  پیشتر، بهره‌ی چندانی از آنها نبرده بودم.

من که فکر می‌کردم خیلی درس‌خوان و عقل کل هستم و خیلی می‌دانم، در برابر پرسش‌های بزرگ و افکار بزرگ اندیشمندان جهان قرار گرفتم. در دیوارهای اتاق کوچک ذهن من، پنجره‌های بسیاری باز شد. پنجره‌هایی به روشنایی، به تاریکی، به جاده‌های بی‌انتها، به دنیاهای جدید و ناشناخته.

... و بیش از هرچیز، از نقدشدن و نقدکردن آموختم. فهمیدم که می‌توان نقد شنید و نقد کرد، اما در عین حال اهل مدارا و احترام بود. یاد می‌گرفتم که دیگران حق دارند شعر یا متنی را که نوشته‌ام نپذیرند، نسبت به آن دیدگاه متفاوت و مخالفی داشته باشند و دستیابی به چنین گوهر ارزشمندی در 14-15 سالگی، یکی از بزرگترین دستاوردهای زندگیم بود و هست. گوهری که می‌بینم بسیاری از مردمان در 40 و 50 سالگی هم به آن نمی‌رسند و آن را نمی‌شناسند.

خوشحالم که در آن عصرگاهان سرد پاییز و زمستان 1369 در مدرسه می‌ماندم و در جلسات ادبی آن معلم شرکت می‌کردم. خوشحالم که نقاط عطفی اینچنین در زندگیم داشته‌ام. همیشه آرزو می‌کنم کاش خودم هم در کسوت معلم، نقطه‌ی عطفی برای کسی باشم و آن شخص بگوید روزی فلان شخصی بود و زندگی مرا بهتر کرد. کاش!

 

پیشکش به آن آموزگار، و همه‌ی آموزگاران!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢