669- دو سال

برای کاری بیرون رفته بودیم. وقتی برگشتیم و قفل فرمان ماشین را بستم، ضبط خودرو را باز کردم و داخل خانه شدم یادم آمد که هفته‌ی بعد دوسال می‌شود که به ایران برگشته‌ایم. وقتی تازه برگشته بودیم، حقیقتا نمی‌توانستم در شهرهایی مثل تهران و شیراز و مشهد پشت فرمان بنشینم.

دو سال گذشته، اما هنوز رانندگی جنون‌آمیز و سرشار از تخلف و بی‌توجهی به حقوق دیگران را درک نمی‌کنم. هنوز نمی‌توانم خارج از خطوط رانندگی کنم یا از چراغ قرمز عبور کنم و یک‌طرفه بروم. ولی می‌توانم بدون راهنمازدن خط عوض کنم که پیش‌رفت، شاید هم پس‌رفت بزرگی است!

عوضش کارهایی را که در طول 8 سال رانندگی در امارات (این کشور 45ساله) هیچ‌گاه انجام نمی‌دادم به‌خوبی یاد گرفته‌ام: بستن و بازکردن سریع قفل فرمان ، برداشتن  ضبط صوت خودرو در هنگام خروج، عادت به استفاده از دزدگیر، بالازدن درب کاپوت و بررسی آب و روغن و باتری ...،استفاده از کارت سوخت، بنزین‌زدن ... ! نخندید. هیچکدام از این کارها را در طول حدود 8 سال رانندگی در امارات، انجام نداده بودم و بلد نبودم! به‌ویژه آن که پیش از آن در ایران، اصلا خودرو شخصی نداشتم و رانندگی هم نکرده بودم.

باری، هفته‌ی بعد دوسال از بازگشت ما می‌گذرد و من، محکم و مصمم، بر این باورم که باید برمی‌گشتم. جای دیگران را نمی‌دانم. ولی جای من همین‌جاست.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥