665- خاطره‌ای دوردست

امروز که تلویزیون از دهه‌ی فجر می‌گوید به یاد خاطره‌ای تصویری از دوران خردسالی افتادم. راستش قدیمی‌ترین تصویر زندگی من است که در ذهنم نقش بسته. تصویری از فضای خانه‌ی خاله‌ام در تهران، فضایی سرشار از اضطراب و اخبار بد که خبر می‌داد جایی در تهران، تظاهرات و کشتاری شده است. فضایی سنگین و سخت، که هنوز بعد از سال‌ها به صورت یک تصویر عکاسی، در عمق ذهنم بایگانی شده. عجیب است که حس وحشت و اختناق، چگونه می‌تواند در ذهن و ضمیر یک کودک خردسال اثری چنان ماندگار بگذارد.

*

17 شهریور 57 (جمعه‌ی سیاه) خانواده‌ی من میهمان خاله‌ام در تهران بودند و من آن زمان، دو سال و سه ماهه بودم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٢