661- زنبور بی‌عسل

امروز مربی مهدکودک نزدیک خانه را دیدیم که هنگام بازکردن درب مهد، یک پاکت خالی آب‌میوه را که جلوی پایش بود، با بی‌تفاوتی کامل به وسط کوچه پرتاب کرد. همسرم گفت بچه‌ها زیر دست چنین مربی‌ای، چه چیزی قرار است بیاموزند؟ خود من هم دقیقا چنین برداشتی داشتم و کاملا موافق بودم.

شاید سخت‌گیر یا کمال‌گرا به نظر بیایم، ولی به گمان من برخی تک‌رفتارها، تا حد زیادی ‌نشان‌گر شخصیت کلی فرد هستند. چرا که مجموعه‌ای از باورها و خلقیات باید «ملکه»‌ی وجود شخصی شده باشد که اینچنین به‌راحتی، یک رفتار ناهنجار را از خود به نمایش بگذارد.

گاهی هنگام تدریس کامپیوتر به شرکت‌کنندگان می‌گویم کسی می‌تواند به شما نرم‌افزاری را خوب درس بدهد که در عمل، بارها و بارها از آن برنامه استفاده کرده باشد. مثلا من هنگام تدریس اکسل، هرگز از برگه حضور و غیاب استفاده نمی‌کنم و حتما فهرست کلاس و نمرات در یک فایل اکسل است. وگرنه دانش‌آموز من حق دارد بپرسد اگر اکسل خوب است و همه این قابلیت‌هایی که می‌گویی دارد، چرا از کاغذ استفاده می‌کنی؟ من وقتی می‌توانم خوب ورد یا اکسل درس بدهم که هرروز بارها از این برنامه‌ها در زندگی روزمره استفاده کرده باشم.

مثال بسیار است. کسی که نمی‌تواند سروقت به جلسه‌ای برسد، یا وقت زیادی صرف پیداکردن یک برگه کاغذ می‌کند، هیچ گاه نخواهد توانست به صورت «موثر» به من مدیریت زمان آموزش دهد. حال هرکه می خواهد باشد و هر اسم و رسمی می‌خواهد داشته باشد. عالمی که خودش عامل نیست، نمی‌تواند اثرعمیق و تکان‌دهنده‌ای بر شنونده بگذارد.

شخصا در بسیاری از زمینه‌های نان‌و‌آب‌دار مهندسی صنایع ، وارد نشده‌ام و چیزی را که به صورت تئوری می‌دانسته‌ام تدریس نکرده‌ام. عمیقا باور دارم که فقط و فقط در زمینه‌ای مشاوره و تدریس داشته باشم که تجربه‌ی مستقیمی از آن داشته باشم. گمان هم می‌کنم این کار، اخلاقی‌تر و پسندیده‌تر باشد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧
تگ ها :