646- پدرانه (8)

دخترک‌مان یک هفته‌ی دیگر نه‌ماهه می‌شود.

این روزها چهاردست‌وپا می‌رود. از لبه‌ی مبل و صندلی و بالش بالش می‌گیرد و برمی‌خیزد. دائما باید به دنبالش بدویم و مواظبش باشیم. خونگرم است و اصلا اهل غر و نق و آزار نیست.

کافی است لحظه‌ای مرا در حال لباس‌پوشیدن ببیند تا «ددر»گویان، به دنبالم چهاردست‌وپا کند و خودش را به پاهایم بچسباند. دو سه واژ‌ه‌ی دیگر را هم تا حدی بیان می‌کند.

این نه‌ماه را نمی‌دانم چگونه و با چه سرعتی گذرانده‌ایم. گمان می‌کنم چشم بر هم بزنم و او را در حال مدرسه‌رفتن ببینم.

زیستن در کنار یک کودک معصوم، هر لحظه‌اش یک تجربه‌ی ناب و ارزشمند است.

امیدوارم قدر این لحظات را بدانم و پدر خوبی برای فرزندم باشم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸
تگ ها : پدرانه