۶۱- قایق و سازمان

یک سازمان مانند یک قایق است که به سوی هدف خود روان است:

ferry

 

1- در بسیاری سازمان‌ها،‌ اصولا کسی پارو نمی‌زند. بنابراین قایق با هر موجی به سویی خواهد رفت و احتمالا در نخستین سرازیری (آبشار) متلاشی خواهــــــــد شد! (البته خیلی از نهادهای دولتی این طوری هستند، به ظاهرشان نگاه نکنید! خیلی وقت است که فقط ظاهر فیزیکی از آنها باقی مانده است! شرکت‌های خصوصی هم تا منافعشان تهدید نشود، شاید همین طور باشند! شاید نظر شما این باشد  که در سازمان‌های ما واقعا خیلی‌ها تلاش می‌کنند. پس بند دوم را بخوانید.)

 

2- حالت بهتر آنست که همه (یا بسیاری) تلاش کنند. ولی هرکسی فقط به شدت پارو بزند. قایق خیلی بخت یارش باشد، دور خودش خواهد چرخید؛ ولی انرژی و نیروی همه تلف خواهد شد. (این، دقیقا بحث نداشتن تفکر سیستمی است. هرکسی فقط خودش را می‌بیند و اهمیت هماهنگی و ارتباط با دیگران را در نمی‌یابد. نمونــه: بسیاری از تلاش‌های افراد دلسوز و متعهد که عقیم می‌ماند. چون کارشان کل‌نگرانه نیست. ارتباطشان با سازمان‌ها و سیستم‌های دیگر مشخص نیست.)

 

3- همه باهم، در راستای هدف پارو بزنند. این امر نیازمند اعتمادی مستحکم و متقابل بین فرمانده قایق و پاروزنان و نیز مشخص‌بودن سمت و سو و هدف مشترک افراد قایق است و همه می‌دانند که جلو رفتن قایق، جلورفتن تک‌تک آنهاست. (که شکر خدا بیشتر سازمان‌ها و ساختارها و سیستم‌های کشور ما از این لحاظ بهترین‌های دنیا هستند! بترکه چشم حسود!)

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٥
تگ ها :