584- بازگشت به ایران (6): داخل و خارج تهران

از مشهد تا تهران پشت فرمان بودم. حقیقتا بدترین شهر این مسیر (از دید من مسافر) تهران بود. واقعیت این است که تهران به‌مراتب از تهران ده‌سال پیش که من زندگی می‌کردم زیباتر شده و از نظر توسعه فضای سبز و احداث پل‌ها و بزرگراه‌ها و زیباسازی تغییر زیادی کرده، ولی همه این‌ها وقتی به کار می‌آید که مسافر نباشی.

از حدود 40-30 کیلومتری مانده به تهران، دریغ از جایی که بشود استراحتی کرد، دمی در هوایی سالم تنفس کرد، مجالی برای رهایی از رانندگی دیوانه‌وار دیگران یافت، به عنوان یک مسافر جایی برای استراحت و اطراق پیدا کرد ... هیچ شهری در مسیر مشهد-تهران این‌چنین مسافرآزار نیست.

دو سال قبل هم که ما در جاده‌های کشور مسافر بودیم بدترین روز مسافرتمان آن یک روزی بود که در تهران بودیم. چون اصلا معلوم نبود به عنوان یک مسافر کجا می‌توانی دمی بیاسایی، جای پارکی پیدا کنی، یک دقیقه از ماشین بیرون بیایی و استراحتی بکنی ... آری تهران بسیار بهتر شده، ولی نه برای یک مسافر. معضل درج تابلوها، درست در محل تقاطع هم، که همچنان برقرار است. خدا نکند بخواهی مسیری را بیابی. یک‌دفعه می‌بینی باید چهار خط  عوض کنی و خودت را به حاشیه‌ی بزرگراه برسانی ... این معضل را همه جای ایران دیده‌ام، و متاسفانه در تهران هم هست.

*

پانوشت: یک چیزی بگویم به من نخندید. من تازه یک ماه است که شخصا بنزین می‌زنم! دلیلش این است که برای اولین بار در امارات بود که صاحب خودرو شدم. آنجا هم بنزین را همیشه کارکنان پمپ بنزین‌ها می‌زنند و راننده اصلا از خودرو پیاده نمی‌شود!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦