580- رمضانیات (1)

 

راستش هیچ‌گاه از سنخ افرادی نبوده‌ام که می‌توانند بنشینند و دقایق طولانی ذکر بگویند یا این که ختم انعام بگیرند یا زیارت‌نامه‌های مفصل بخوانند. من مزه‌مزه‌کردن قرآن را دوست دارم. کیفیت برایم مهم است، نه کمیت. هیچوقت از ختم‌کردن تندتند و مفصل سوره‌های قرآن لذت نبرده‌ام. به هرحال، مطالعه‌ی مطلبی از استاد ملکیان برایم بسیار گره‌گشا بود و متوجه شدم که دینداری انواع گوناگونی دارد و این خیلی عجیب نیست که یک نفر به دعا علاقه داشته باشد و یک نفر به امری دیگر.

*

استاد مصطفی ملکیان عزیز، که امیدوارم خداوند به ایشان تندرستی و برکت عطا کند، در یکی از صحبت‌های خود به «دشوارى‌هاى سنجش‌گرى در ساحت دین» اشاره می‌کند و همانطور که روال اوست، کار را با دسته‌بندی دقیق و ریاضی‌وار آغاز می‌کند و بحث را به چهار قسمت تقسیم می‌کند:

1- تعاریف دین 2- انواع و اقسام دین 3- انواع و اقسام دیندارى 4- ملاک و معیار تشخیص دین‌دارى

 

در بخش 3 تنوع دینداری را ناشی از چند مساله می‌داند. یکی سنخ روان‌شناسی دینداران است که افراد به طور کلی به دو نوع تقسیم می‌شوند: 1- انسان‌هاى فعال یا کنش‌گر، 2- انسان‌هاى منفعل یا کنش‌پذیر، و هریک از این دو گروه هم به دو نوع 1- درون‌گرا و 2- برون‌گرا تقسیم می‌شوند. بنابراین چهار سنخ روان‌شناسی داریم.

 

مثلا کسی که کنشگر و برونگراست یک شخصیت انقلابی دارد که می‌خواهد جهان را تغییر دهد و کسی که کنشپذیر و برونگراست بیشتر در پی عشق و شفقت به دیگران است و می‌خواهد از درد و رنج دیگران کم کند. کسی که کنشپذیر و درونگراست بیشتر دنبال عبادت و مراقبه است و شحص کنشگر و درونگرا هم بیشتر به دنبال سرکوب احساسات و تقویت اراده‌ی شخصی است تا به نوعی شهود برسد.

 

بحث دیگر این است که دین یک «کردن Doing» است یا یک «کوشش Trying» که تفکیک بسیار مهمی است. «کی‌یر که‌گور» متاله مشهور مسیحیت بود که این امر را مطرح کرد. او می‌گفت ما به جاى آنکه در پى اثبات حقانیت دین مسیح باشیم باید اثبات کنیم که مسیحى هستیم. به نظر او چه سودى دارد که مسیحیت حق باشد، اما من از آن بهره‌اى نداشته باشم؟ وقتى این سوال را پیش کشید بلافاصله این مسأله برایش مطرح شد که چه کسى مسیحى است؟ او در جواب گفت آیا کسى مسیحى است که همچون مسیح زندگى می‌کند یا کسى که تلاش می‌کند همچون مسیح زندگى کند. آیا مهم این است که من با مسیح موافقت داشته باشم (چه با کوشش چه بی‌کوشش) یا این مهم است که من کوشش داشته باشم براى موافقت با مسیح؟ (چه موفق بشوم چه موفق نشوم). از این لحاظ و از این حیث هم نوع دینداری‌ها متنوع می‌شود.

 

بعد مهم دیگر بعد سلبی یا ایجابی‌بودن دین است. تصور کنید انسانى را که از آغاز عمر تا پایان عمر به وجود خدا باور دارد اما براى این باور هیچ تلاش و کوششى هم به خرج نداده است. در کنار این فرد، کسى را تصور کنید که در تمام عمر معتقد بوده است خداوند وجود ندارد اما دائما در این خصوص در حال مطالعه و بررسى بوده است. چنین انسانى یک دیندار سلبى است، چرا که پیام دین براى او جدى بوده است ولو اینکه به نتیجه نرسیده است. این تفکیک را اول بار «سیمون وى» فیلسوف و عارف فرانسوى در نیمه اول قرن بیستم، صراحتا ذکر کرد. او معتقد بود که متدینین اصلى جهان، متدینین سلبى هستند نه متدینین ایجابى. کسى که در تمام عمر به وجود خدا اعتقاد داشته است اما حتى یک بار هم درخصوص این اعتقاد، تأمل جدى نکرده است کمتر دیندار است تا کسى که در همه عمر به خدا اعتقاد ندارد اما همواره مسأله خدا برایش مهم و تعیین‌کننده بوده است.

 

این نوشته را به طور کامل در این نشانی بخوانید:

http://www.malekian.info/2006/05/blog-post.html

تکمیلی: متاسفانه وب‌سایت www.malekian.info در دسترس نیست. از این نشانی دریافت کنید:

http://shortcutweblog.persiangig.com/document/malekian-sahate-din.pdf

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۸