568- بازگشت به ایران (2): مقایسه

آدمی، موجودی مقایسه‌گر است. طبیعی است که وقتی از امارات به ایران برمی‌گردی تا مدتی کارت مقایسه‌کردن باشد. از همان لحظه‌ی اول که وارد کشور می‌شوی ناخودآگاه مشغول مقایسه‌ای. مقایسه‌ی قیمت‌ها و شیوه‌ی ارائه‌ی خدمات، حمل و نقل، کالا ... مقایسه‌ی امکانات، مقایسه‌ی تمیزی و زیبایی شهر... در این چند هفته حضورم در ایران، چشم‌گیرترین تغییرات را در شهر مشهد دیدم. مشهد واقعا زیباتر از پیش شده و چون گمان می‌کنم شهرداری متولی زیباسازی است، باید به مسوولان آن آفرین گفت.

 

داشتم از مقایسه می‌گفتم. پس از ورود به فرودگاه امام، در یکی از رستوران‌های فرودگاه نشستیم تا غذایی بخوریم. شنیدم که بین کارکنانش بحث و جدل بود و مسوول آن رستوران به یکی از خانم‌ها گفت: «... بله همین است. چون من می‌گویم این کار باید بشود. شما هم اگر نمی‌خواهی به سلامت. برو دنبال کارت. دخترک هم با عصبانیت به دیگری می‌گفت مرتیکه شش ماه حقوقم را نداده حالا این‌طوری جواب می‌ده ...». خوب این را من مقایسه می‌کنم با یک رستوران در دبی که کارگر و کارمند آن در سخت‌ترین شرایط موظف به حفظ لبخند است و شما هیچگاه جدل بین کارکنان را، دست‌کم در ظاهر نمی‌بینید.

بعد هم سوارشدن به تاکسی فرودگاه و بحث‌های سیاسی و اجتماعی رایج رانندگان تا خود تهران ... که البته پیرمرد خیلی بانمکی بود و همه‌ی مشکلات را با طنز و جوک بیان می‌کرد. این هم تفاوتی است میان راننده‌ی تاکسی ایرانی که بحث 5+1 هم می‌کند، با راننده‌ی تاکسی هندی و پاکستانی در امارات که گاه حتا مسیرهای اصلی شهر را هم بلد نیست.

 

اگر بخواهم خیلی مختصر و کوتاه، مقایسه‌ای انجام بدهم باید بگویم در امارات کالا ارزان و خدمات گران است، ولی در ایران خدمات ارزان و کالا گران است.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٩