58- روزنه‌ای به وجود!

هرچه هست، هستی و وجود است! (مطلب شماره ۴۳) ‌از اندیشه‌ای که در کسری از ثانیه از ذهن می‌گذرانی و حتی فراموش می‌کنی که چه بود، تا یک رویا. از اکتشافی که هزار سال پیش روی داد، تا اختراعی در هزار سال بعد.هر چه هست، جزیی از وجود است.عالم وجود را به مثابه خانه‌ای بزرگ می‌بینم که بشر، به دلیل محدودیت در ظرف زمان و مکان، در هر عصری، پنجره‌ای به کنجی از آن خانه گشوده و چیزی دیده.

 

یعنی چیزی که قرار است هزار سال بعد هم کشف شود، باز در همین خانه‌ی وجود است، ولی به هر دلیلی ما فعلا به آن دسترسی نداریم.

time

تمام تلاش اندیشمندان و دانشمندان و پژوهندگان، به ساختن پنجره‌هایی می‌انجامد که گوشه‌هایی از سرای هستی را بر ما آشکار می‌کند و تمام دویدن و تکاپو و تلاش اندیشه بشری، برای راه‌یافتن به گوشه‌گوشه این سراست. ما دیوانه و جویای این خانه‌ایم، چون خود نیز از آنیم! در عالم وجود!

 

گاهی با خودم فکر می‌کنم که چه می‌شود میان‌بری زد به درون این خانه .... روزنی یافت و داخلش رفت و فارغ از زمان و مکان و پیش و پس و گذشته و آینده، هستی را درک کرد!می‌دانی چه می‌شود؟  کامپیوتری حقیر در گوشه‌ای از دنیا را در نظر بگیر که با یک خط تلفن، به میلیون‌ها کامپیوتر وصل است و هرچه از صاحبش می‌پرسی با کمی جستجو یک مجموعه فایل برایت پیدا می‌کند.شاید خودش هم نداند که آن فایل واقعا چیست، ولی به هرحال برایت پیدایش کرده!

 

بازکردن روزنی به سرای هستی، تو را به شبکه جهانی هستی وصل می‌کند و یکدفعه می‌بینی که .... چه بگویم! بارها اندیشیده‌ام که چگونه می‌توان این راه را گشود!

 

بماند ....!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱
تگ ها :