567- نوروز 1392

1382

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست
بیایید که امروز، همه جان و جهان را
به خورشید سپاریم که خوش تیغ کشیده‌ست
***
بیایید بیایید به گلزار بگردیم
بر این نقطه‌ی اقبال، چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز، به اقبال و به پیروز
چو عشاق نوآموز، بر آن یار بگردیم

دوست من! روزت نو، دلت شاد و اندیشه‌ات پویا باد ! به امید ساختن دنیایی نو در درون خود و زدودن جهل و نادانی و کژی و زشتی از آن؛ که هرگاه از بیداد زمانه دلم به تنگ می‌آید و آرزوی جهانی زیبا و انسانی می‌کنم، بیشتر به یادم می‌آید باید از خودم شروع کنم. امیدوارم . . . . امید . . . !

 

توضیح: این نوشته، متن نخستین یادداشت نوروزی این وبلاگ است و امسال پس از ده سال، بد ندیدم که دوباره از همان نوشته استفاده کنم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳٠
تگ ها : نوروز