540- زندگی سریالی

مدت‌هاست پایبند هیچ سریالی نشده‌‌ام. می‌خواهد ایرانی باشد، خارجی باشد، مشهور باشد، مبتذل باشد ...

دوست ندارم به خاطر دیدن یک فیلم انتظار بکشم و زندگیم بشود توالی روزها و شب‌هایی که منتظر دیدن قسمت بعدی یک برنامه هستم.  5-6 ساله که بودم آرزو داشتم در تلویزیون رنگی خانه‌ی اقوام، یک بازی فوتبال ببینم، ولی الان اصلا فوتبال نمی‌بینم و اگر تصادفا در بین کانال‌های تلویزیونی، چشمم به یک مسابقه‌ی فوتبال بیفتد، شاید نهایتا ده دقیقه بتوانم آن را تحمل کنم.

البته بعید نیست نکات ارزشمند و جالبی در برخی از سریال‌های تلویزیون ایران یا کانال‌های ماهواره‌ای مطرح شود، ولی حساب که می‌کنم می‌بینم به نسبت وقتی که باید صرف کنم نمی‌ارزد.

درست یا نادرست، برخی انتظارها را برای خودم نمی‌پسندم، مثلا انتظار آمدن مدل جدید گوشی یا لپ‌تاپ یا تلویزیون یا دیگر محصولات فناوری ...، انتظار دیدن قسمت بعدی یک مسابقه، انتظار قسمت بعدی یک سریال، انتظار دیدن فلان بازی ورزشی، خوب که فکرش را می‌کنم می‌بینم چیزی برایم ندارد. ترجیح میدهم کتابی بخوانم، ورزشی بکنم، فکر کنم، چیز جدیدی یاد بگیرم یا یاد بدهم، برای خودم آواز بخوانم ، حتا بخوابم ... ولی دلم را به رویدادهای سریالی خوش نکنم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤
تگ ها : سریال ، انتظار