54- از يك سيستم تا كل آرماني ...

(اين يادداشت در روز شنبه 12 مهرماه به ابتداي مطلب ۵۴ افزوده شد:)

 

با حضوري كه ديشب به اتفاق ديگر وبلاگ‌نويسان در بنياد فرهنگ داشتيم، مي‌توان مطمئن هستم كه در حال حاضر، حداقل 200 نفر از وبلاگ‌نويس‌ها (و دوستان و آشنايان آنها) با مهرانه قائمي آشنا هستند. يك رابطه ساده رياضي:

 

اگر هر يك از ما 200 نفر، در بدبينانه‌ترين شرايط تنها 10 نفر را قانع كنيم كه نفري 1000 تومان به مهرانه كمك كنند (كه طييعتا خيلي‌ها مبالغ بسيار بيشتري مي‌توانند بدهند و مي‌دهند) ....

 

و آن 10 نفر را توجيه كنيم كه نفر آخر اين زنجيره نباشند، بلكه آنها هم تنها 10 نفر ديگر را توجيه نمايند ...

تنها با سه دور اطلاع‌رساني: 200*10*10*10= 200 هزار نفر مطلع خواهند شد.

 

مي‌دانيم كه براي كمك به مهرانه، كافي است كه 250هزار نفر، نفري 1000 تومان كمك كنند كه اين در يك كشور 70 ميليون نفري خيلي نيست. در كشور ما شايعات ظرف كمتر از يك روز تمام كشور را مي‌گيرد. چرا چنين خبري، به 250هزار نفر نرسد؟ هوم؟

هركجا كه هستيد، در شركت، در منزل، در اداره، در كارخانه، در مدرسه، در دانشگاه، تنها كاري كه بايد بكنيد توجيه حداقل ده نفر است. بسم ا... ! كسي كه آگاهي دارد، خودبه‌خود مسووليت هم پيدا مي‌كند. اقدام كنيد! اقدام! اقدام!

 

می‌توانيد وبلاگ‌های شب‌شكن و خانم نگين حسينی را هم ببينيد. 

 

***

 

و اما ادامه نوشته‌های سيستمي:

در مطلب شماره 30 چنين گفتم كه «... اگر براي شناخت هر سيستم، بايد سيستم دربرگيرنده آن را شناخت، همين طور بايد بالاتر و بالاتر رفت تا به يك كل آرماني رسيد. هرچند هيچكس نمي‌تواند آن كل را به طور كامل بشناسد، ولي بسياري ترجيح مي‌دهند كه چنين فرض كنند اين كل وحدت‌بخش وجود دارد . . . بسياري تصديق مي‌كنند كه اين مفهوم كل‌گرايانه از خدا، دقيقا خداي بسياري از مذاهب شرقي است كه خدا را به عنوان يك سيستم فرض مي‌كنند، نه يك عنصر. بنابراين شگفت‌آور نيست كه در دو دهه اخير، بسيار از جوانان غرب – كه محصولات عصر سيستم هستند – به مذاهب شرق روي آورده‌اند . . . . راسل ايكاف، برنامه‌ريزي تعاملي، ص 24»

 

1-خداوند به دليل خداوندبودنش بايد دربرگيرنده همه‌چيز باشد، چون نمي‌تواند وجودي باشد كه چيزي كم داشته باشد. الله بزرگترين -اكبر- است. بنابراين دربرگيرنده همه سيستم‌هاست. پس با توجه به پاراگراف اول، هرگز قابل ديدن و شناختن به طور كامل نيست. او كل كل‌هاست!

2-سوره توحيد (كه حتا در يك نگاه غيرعميق، چكيده‌اي از بنيادي‌ترين اصول خداشناسي را در خود دارد) در آيه اول خود بيان مي‌كند كه: «بگو اوست خداي احد!» نكته بسيار ظريف، استفاده از واژه «احد» به جاي «واحد» است. چون اگر از «واحد» استفاده مي‌شد، تلقي‌اي عنصرگونه و قابل شمارش از خداوند به وجود مي‌آمد؛ حال آنكه احد، به معناي «يك»، به معناي «يكپارچه و فراگير» و به معناي «همه‌چيز، يك چيز است» مي‌باشد. (*) تلقي كل‌نگر و سيستماتيك را ببينيد كه چقدر زيباست! هرگاه كه حتا ثانيه‌هايي به كاربرد عجيب و شگفت‌انگيز «احد» در اين آيه مي‌انديشم،  حيران مي‌شوم!

 

(*) نخست، آموزگاري بزرگ و عارف از تفاوت «احد» و «واحد» برايمان گفت كه يادش گرامي باد!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٠
تگ ها :