530- رمضانیات-2

ساز خاموش، از دغدغه‌اش درباره‌ی زمان واقعی شب قدر می‌گوید. این که چگونه است که در کشوری، شب قدر امشب است و در دیگری فردا شب؟ و این که تکلیف چیست؟

 

آن‌چنان که من با مطالعه‌ی کم و بیش خود می‌دانم، وجود خداوند فارغ از زمان و مکان است. مثلا در عبارت «کان الله» که در قرآن هست، لزوما یک فعل ماضی (کان) که در زمان خاصی روی داده باشد منظور نیست. صفات پروردگار نیز به همان نسبت، ابدی هستند. مثلا نمی شود خداوند یک روز کریم باشد، یک روز نباشد. بخشندگی و مهربانی و فیض او همیشگی است. مثل آن که بگویی خورشید نورافشانی نکند. اصلا کار خورشید، نورافشانی و تولید انرژی است.

ماه رمضان به دلیل پرهیزهای جسمانی روزه‌دار، «شرایط مناسب»تری فراهم می‌کند که اصلا به یاد بیاوریم سفره‌ی حق پهن است –همیشه بوده- و سر سفره بنشینیم و اختصاص چند شب «ویژه» به شب قدر، بهانه‌ای است برای شاگرد تنبل‌ها که بیایند و نمره بگیرند.

شب قدر، یک لحظه‌ی خاص متناسب با جغرافیای کره زمین نیست. عالم معنا که زمان و مکان ندارد. فرشتگان که زمان و مکان ندارند. ریزش نعمت‌ها که زمان و مکان ندارد. سلام الهی که زمان و مکان ندارد. ممکن است شب قدر شخصی، اصلا خارج از ماه رمضان روی دهد و او به مبدا هستی وصل شود و آن لحظه‌ی وصلش به هزارماه (یعنى یک عمر) بیارزد. مساله فقط این است که امکان این «اتصال» در این شب‌ها فراهم‌تر است.

 

قیامت نیز چنین است. قیامت یک روز یا ساعت مشخص در یک نقطه‌ی جغرافیایی خاص نیست. نمی‌تواند باشد. چون زمان، به شکلی که ما آدمیان می‌شناسیم، مقوله‌ای در جهان ماده است. قیامت هم‌اکنون برپاست. بهشت و جهنم هم‌اکنون هستند. برای همین است که صاحبان بصیرت قادر به دیدن بهشتیان و جهنمیان هستند. جهان آخرت یعنی جهان دیگر. یعنی چهره‌ی دیگر همین جهان است. تنها دیده‌ای می‌خواهد که پرده‌ها را کنار زده باشد و واقعیت عالم را ببیند. مصطفی فرمود «خدایا اشیا را همان‌گونه که هستند به من نشان بده»، ما چه بگوییم؟

اگر چشم حق‌بین داشته باشی، خواهی دید که دروغ چقدر پلشت است، خواهی دید که غیبت واقعا خوردن  گوشت برادر مرده است ... قیامت هم تجلی عمومی همین رفتارهاست. برای همین است که آن جوان اهل دل به پیامبر می‌گفت هم‌اکنون می‌بینم کدام اصحاب در بهشتند و کدام در جهنم. بهشت چیزی نیست جز حضور ابدی در محضر حق. بازگشت به مبدا. رسیدن قطره به دریا. آن نعمت‌های ظاهری مانند درخت و میوه و حوری و پری،  برای شاگرد تنبل‌های کلاس است که از سر بدبختی تا جایزه نباشد، قدر درس را نمی‌دانند. خود من که اصلا کسی نیستم، به شوق قصر و میوه و حوری، بهشت را نمی‌خواهم. چه رسد به عارفان. بارها در دعاها می‌خوانیم که خداوند «غایت آمال عارفان» است، نه میوه و درخت و قصر! برای همین قرآن از نعمت‌های بهشتی که صحبت می‌کند یک تبصره هم می‌گذارد که «حضور در نزد حق» بالاترین نعمت بهشتیان است. پس هرگاه در حضورش بودی، در بهشتی. هرگاه در جمعی یکرنگ و صمیمی و بدون دروغ و دغل بودی در بهشتی. هرگاه لبخند کودکی را دیدی، دانشی آموختی، دلت لرزید، دست همنوعی را گرفتی، یتیمی را نواختی ... بهشت را می‌بینی. نشانه‌های جهنم هم که در همین دنیا به‌وفور هست. نیست؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۸
تگ ها : شب قدر ، قیامت