527- ایران‌گردی-2

1- شهرستان ما زیباتر شده. می‌گویند کار شهردار قبلی است. تحسینش می‌کنم. نمی‌دانم چرا در این سمت ابقا نشده.

*

2- اینجا، سه‌چهار برابر زمانی که دبی هستم آب و مایعات می‌خورم. مرتب عرق می‌کنم، لباس عوض می‌کنم و دوش می‌گیرم. دبی که بودم، تقریبا هیچ‌گاه در فضای داخلی خانه‌ها و مراکز خرید و خودروها و مترو ... عرق نمی‌کردم. در گرمای تابستانی ایران، کولرهای سنتی آبی عملا کارایی چندانی ندارند. در هر اتاقی که می‌نشینیم، علاوه بر کولر، یک پنکه هم روشن می‌کنیم.

پنکه‌ی قدیمی خانه‌ی پدری که دایی خدابیامرزم چندسال پیش از تولد من برای پدر و مادرم هدیه گرفته، هنوز مثل اسب کار می‌کند. نزدیک 40 سال (بیش از 450 ماه ناقابل) کار کرده است و نشانی از ضعف و سستی در آن نیست. از زمانی که من یادم می‌آید این پنکه با ما بوده. یک پنکه‌ی PANACOOL با آرم National ساخت ژاپن.

دوماه پیش، بابا یک پنکه‌ی جدید دیگر برای خانه خریده. پنکه با آرم ... ساخت ایران. پنکه پس از فقط 2 ماه کار خراب شده است. بابا نزد فروشنده رفته برای گارانتی. فروشنده می‌گوید پنکه ساخت 1388 است و الان گارانتی ندارد.

*

3- یک زمانی یک میلیارد تومان در یک شهرستان خیلی رقم عجیبی بود. فهمیده‌ام که فضای نسبتا کوچک در نزدیکی یکی از میدان‌های اصلی شهرستان ما، دو میلیاردتومان معامله شده است. فکم به آسفالت می‌چسبد.

یک روستا هم به‌تازگی به ضلع شمالی شهر چسبیده و زمین‌هایش ترقی کرده. روستائیان آنجا در زمانی بسیار کوتاه میلیاردر شده‌اند. ما که بخیل نیستیم. نوش جانشان. ولی تحمل رفتارهای افراد تازه‌به‌دوران‌رسیده، باور کنید خیلی سخت است.

دارم فکر می‌کنم یک جوان تحصیلکرده که از پدرش زمین به ارث نبرده و اهل خوردن مال مردم هم نیست و حاضر هم نیست جز از راه درست، زندگی کند، چگونه می‌تواند حتا در یک شهرستان، رقمی حدود 50 میلیون تومان برای شروع یک زندگی متوسط و در شان تحصیلات و سواد و دو دهه درس‌خواندنش، دست و پا کند؟

*

4- آسمان شهرستان ما دیگر مثل قدیم‌ها آبی نیست.  خیابان‌های پرترافیک که عملا کشش این همه خودرو را ندارند آدمی را به تنگ می‌آورند. من به جز با دوچرخه بیرون نمی‌روم. درک نمی‌کنم که چرا مردم برای رفتن به یک کیلومتر آن‌طرف‌تر باید حتما سوار خودرو شوند؟ خیلی چیزها را دیگر درک نمی‌کنم، این هم یکیش. حس آشنای بیگانگی، یا شاید هم حس بیگانه‌ی آشنایی.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٢