524- سفر

وسط جمع‌و‌جور و چمدان‌بستن و سامان‌دادن به کارهای مانده، هزار و یک فکر به سر آدمی می‌زند که اصلا سفر یعنی چه؟ مسافر یعنی چه؟ کاروانسرا یعنی چه؟ بار سبک یعنی چه؟ هدیه یعنی چه؟ مرز جغرافیایی یعنی چه؟ چه شد دور کشورها مرز به وجود آمد؟ چطور یک نهری، خطی، دیواری، سیم خارداری، کوهی ... می‌شود مرز؟

 

از همه‌ی این‌ها بگذریم وطن چیست؟ سرزمین مادری چه معنایی دارد؟ اگر می‌گوییم وطن من فلان جاست منظور خاک است؟ هواست؟ رود و نهر و درخت و سبزه است؟ زبان است؟ مرز جغرافیایی است؟ مردمان است؟ قوم و خویش و دوست است؟ تصاویر دوران کودکی و جوانی است؟ خاطرات مشترک است؟ شادی‌های مشترک است؟ دردهای مشترک است؟ ...

بعد به خودت نهیب می‌زنی که برو چمدانت را ببند. دو سه روز دیگر باید بروی ایران!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : سفر ، ایران