518- سیر تحول

یکی از کارهایی که من، گاه به گاه، انجام می‌دهم آنست که یادداشت‌های گذشته‌ی وبلاگم را می‌خوانم. نزدیک به ده‌سال نوشتن غنیمتی است برای خودم در یادآوری احوالاتی که داشته‌ام و روزگاری که از سر گذرانده‌ام. گاه حسرت می‌خورم که چرا در روزگار دانشجویی عادت نداشته‌ام که دست‌کم هفته‌ای یک‌بار، خاطرات روزانه بنویسم.

برخی نوشته‌ها، به‌ویژه آنها را که در لحظات بی‌خودی نوشته ام، بسیار دوست دارم و جالب آن اصلا درک نمی‌کنم که چگونه آنها را نوشته‌ام. انگار که دیگری آنها را نوشته. بعضی از آنها بسیار از من دورند و گروهی هنوز، نزدیک.

داشتم به این می‌اندیشیدم که من یک آدم معمولی هستم، گاه نوشته‌هایم برای خودم بیگانه و عجیب می‌شود. حال ببین که برای بررسی آرا و افکار یک متفکر و فیلسوف و دانشمند، چقدر مهم است که سیر تحول آرا و اندیشه‌های او را بدانیم و بعد درباره‌ی او نظر بدهیم، نه آن که با مطالعه‌ی یک کتاب یا مقاله و اثر او به شکلی مستقل، بخواهیم تمام زندگی فکری و علمی‌اش را تحلیل کنیم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧