515- ولش کن!

فکر کنم این ضرب‌المثل آلمانی است که می‌گوید شیطان در جزئیات نهفته است.

مردمانی را در نظر بگیرید که قرار است کار منظمی را انجام بدهند: نمونه بسیار است. بیشتر ما در بیشتر کارها.

مثلا شخص می‌خواهد به طور منظم ورزش کند. زبان خارجی بیاموزد. ساده‌ترش کنم، مسواک هر شبش را بزند. اینجاست که یک «ولش کن» ساده، یک «باشد برای فردا» همه‌چیز را خراب می‌کند.

بعد که زندگی یک ورزشکار، مدیر، هنرمند، بازرگان موفق ... را می‌خوانی، می‌بینی که اتفاقا اهل این «ولش کن» گفتن‌ها نیستند.

بسیاری از ما زمانی که لازم است کار بلندمدت سازنده‌ای انجام بدهیم، در دسته‌ی «ولش کن» قرار می‌گیریم و هنگامی که نیازی نیست و واقعا ارزشی ندارد (مثلا هنگام دیدن یک برنامه‌ی آبکی تلویزیونی)، چنان دقیق می‌شویم و می‌خواهیم مو را از ماست بکشیم که انگار قرار است چه بشود.

مثال ورزشی بزنم. در اطرافیان خودم اشخاص زیادی را می‌شناسم که اضافه‌وزن دارند و جالب آن که هیچ کاری برای سوزاندن کالری انجام نمی‌دهند. هیچ تغییری در سبک زندگی و شیوه‌ی تفکر و تغذیه‌ی خود نمی‌دهند و عجیب آن که توقع دارند شکمشان کوچک‌تر بشود! شخصی که حاضر نیست حتا یک حبه قند کمتر بخورد و به جای دستوردادن به زن و بچه برای آوردن یک لیوان آب، خودش برخیزد و یک لیوان آب برای خودش بریزد ... غافل از این که همین جزئیات بی‌اهمیت در طول روز و هفته و ماه و سال، تبدیل به معضلی می‌شود که از حل آن عاجز می‌شویم. مثلا همین دوست ما، دیگر در برابر روند رو به رشد چاق‌شدن تسلیم می‌شود ... بعد یک‌دفعه با عمل جراحی (آسیب‌های این کار به کنار) وزنش را کم می‌کند، ولی چون شیوه‌ی زندگی و اندیشیدن خود را تغییر نداده، دوباره دچار همین گرفتاری خواهد شد.

تفاوت بسیاری از کشورهای پیشرفته و غیرپیشرفته، در همین است که مردم می‌دانند برای چه کارهایی «ولش کن» مناسب‌تر است و برای چه کارهایی به‌هیچ‌وجه نباید کوتاه آمد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳
تگ ها : سطحی نگری ، ورزش