513- سوغاتی

یکی از بخش‌های هیجان‌آور زندگی برای ما ایرانیان امارات، خرید هدیه و سوغاتی برای دوستان و آشنایان به هنگام بازگشت به ایران است. من و همسرم سالی یک‌بار به ایران می‌رویم و از چندماه مانده به مسافرت (مثل همین روزها) برای خرید هدیه برای خانواده‌ها و و دوستان خیلی نزدیک برنامه‌ریزی می‌کنیم. سوغاتی‌خریدن هم مانند سوغاتی‌گرفتن، ذوق دارد و اگر این کار را کرده باشید، حتما می‌دانید چه می‌گویم.

بزرگ‌ترها به کنار، کودکان بزرگ می‌شوند، نوجوان و جوان می‌شوند، تغییر هیکل و تغییر شخصیت و سلیقه پیدا می‌‌کنند، یک‌دفعه می‌بینید لباسی که برای کوچولوی دیروز در نظر داشته‌اید، نصف قد و هیکل امسال ایشان هم نیست.

اگر مقید باشید که هدیه‌تان تکراری نباشد، مشکل دوچندان می‌شود، به‌ویژه وقتی برای آقایان خرید کنید. مگر چند قلم کالای قابل خرید برای یک مرد هست؟ در همین دبی که بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین بازارهای خرید خاورمیانه و بلکه آسیا را دارد، به هر فروشگاه لباسی که سر بزنید یا مطلقا زنانه (و بچگانه) است، یا این که یک گوشه‌اش چهارتا پیراهن و شلوار گذاشته‌اند و بالایش نوشته‌اند: Men ! (یکی نیست بگوید Men و زغنبوت.)

به نظر من، اگر نبودند این خانم‌ها، صنعت طراحی و تولید پوشاک (و شاید بسیاری صنایع دیگر) ورشکست می‌شدند. صدها و هزاران نوع لباس برای خانم‌ها طراحی می شود و حتا دوتایش مثل هم نیست. حالا یک سری به بخش لباس‌های مردانه بزنید. حالتان به هم می‌خورد از یکنواختی آنها. اصلا مگر برای یک مرد چند جور پیراهن یا شلوار می‌شود درست کرد؟ همه‌ش سر و ته یک کرباس است دیگر.

از طرفی زنان هستند که مستقیم یا غیرمستقیم، فرآیند و شیوه‌ی خرید را در خانه مدیریت می‌کنند و به نظر من بیشتر صاحبان تجارت، باید کالا و خدمات خود را به گونه‌ای طراحی کنند که در درجه‌ی اول توجه زنان، بعد کودکان و نوجوانان و در انتها مردان را به خود جلب کند. (به جز چند استثنا البته.)

داشتم می‌گفتم که مگر آدم چندبار می‌تواند برای پدر یا برادرش پیراهن و کمربند و ادکلن و کفش و جوراب بخرد؟ خوب به جز این هم که چیز دیگری نیست. می‌ماند وسایل فنی که یا خیلی گران است یا آوردن و بردنش مشمول گمرک و ... است.  کتاب یا محصولات خوب فرهنگی فارسی هم که در این شهر نیست و برای همه هم نمی‌شود محصولات فرهنگی انگلیسی برد. برای خانم‌ها هم از بس کالاهای متنوع هست، دشواری خرید خود را به شکلی دیگر نشان می‌دهد.

*

این داستان یک جنبه‌ی بامزه‌ی دیگر هم دارد و آن هم در برگشت است که هریک از خانواده‌هایی که به‌ آنها سرزده‌ای، آنقدر لطف داشته‌اند و سوغاتی به تو داده‌اند که نمی‌دانی چگونه در چمدان جا بدهی. از نان و آجیل و شیرینی و سبزی خشک‌شده و عسل ایرانی ... بگیر تا لباس و تابلو و کتاب و محصولات فرهنگی و ...

خلاصه این که ماجرایی است این رفت و آمدها: چالش‌برانگیز، ولی بانمک.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩
تگ ها : سوغاتی ، دبی