512- سیزده بدر و طبیعت

معمولا اندیشه‌های یک قوم، گروه، کشور، ملت، امت ... خود را به شکل آیین‌هایی نمادین نشان می‌دهد. یعنی یک جلوه‌ی بیرونی پیدا می‌کند. مثلا نماز و روزه و حج مسلمانان، تجلی اندیشه‌هایی است که این آیین ارائه می‌دهد. آیین‌ها و مناسک هستند که تا حد زیادی به دوام و بقای یک اندیشه کمک می‌کنند و بدون آنها، اندیشه‌ی صرف، مجالی برای بروز و ظهور و امتحان‌شدن پیدا نمی‌کند.

آیین‌های باستانی ما ایرانیان هم نشان‌گر اندیشه‌ی نیاکان ماست. پاس‌داشت و گرامی‌داشت طبیعت، بهار و شادی و نوشدن، خود را در چهارشنبه‌سوری و نوروز و سیزده بدر نشان می‌دهد.

شاید در داخل ایران، این مساله به چشم نیاید، ولی در خارج از ایران، در جایی مانند همین دبی که آدمی می‌بیند با فرارسیدن بهار، تنها ایرانیان و فارسی‌زبانان هستند که شور و شوق پیدا می‌کنند و آیین‌ها و مراسمی ویژه برای فرارسیدن بهار دارند، ناخواسته به اندیشه‌ی بلند پدران و مادران ما در صدها و هزاران سال پیش درود می‌فرستد.

دیروز، در یک روز کاری، پارک‌های دبی، قرق فارسی‌زبانان بود. مثل همه‌ی این سال‌ها.

*

پانوشت: معمولا هروقت ایران بودم، از کم‌مهری مردم نسبت به طبیعت و محیط زیست در روز 13بدر حرص می‌خوردم. عجیب است که میهمان باشی و جز تخریب چیزی برایش صاحبخانه نداشته باشی ... عجیب و تاسف برانگیز! نکته‌ی جالب دیگر این که محیط زیست، برای بیشتر دوستان اندیشمند و روشنفکر و اهل مطالعه‌ی من نیز اصلا مساله مهمی نیست و این به نظر من، ضعفی بسیار بزرگ در تحصیل‌کردگان ایرانی است که -به هر دلیلی- تا به این حد نسبت به محیط زیست و مسائل مربوط به آن بی‌تفاوت هستند. همیشه هم پاسخ این است که: «ای آقا، دلت خوش است، این همه مشکل داریم، کم مانده برای درختان و جانوران و ... غصه بخوریم ...» باز هم دم قدیمی‌ها گرم که برای گل و درخت و آب و نان و پرنده، حرمت‌ها قائل بودند ...

*

شاید هم اگر سیاست‌زدگی و مشکلات اقتصادی کمتر گریبان ما را گرفته بود، کمی بهتر به زمین و آنچه که به ما داده است توجه می‌کردیم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤