491- Teamwork

این پروژه‌ی سنگینی که در محل کار داشتیم در کنار همه دردسرهایش و تا دیروقت سرکارماندن‌هایش، مرا به یاد دوران خوش دانشگاه انداخت که در گروه‌های مختلف علمی و روزنامه‌ها و مجلات دانشجویی چه خالصانه و چه عاشقانه، کار می‌کردیم و گمان می‌کنم آن گروه‌ها مصداق واقعی «کجایند مردان بی‌ادعا» بود. اکنون به جز من که ترجیح داده‌ام بیشتر یک معلم-مدرس باقی بمانم، بیشتر آن دوستان هریک برای خود مدیری و مدیر کلی و استاد دانشگاهی و معاون وزیری و مسوول پروژه ای ... هستند. بهترین تجربیات من، حاصل همان تجربه‌های کار تیمی (Teamwork) است. آشنایی با بهترین دوستانم، کسب بهترین تجربیاتم، تغییراتی که در شخصیتم به وجود آمد ... همه وام‌دار همان دوران است.

*

نکته‌ی دیگری که باز، مانند همیشه، در این پروژه لمس کردم، تعداد کم افراد عمل‌گرا و تعداد زیاد افراد شعاردهنده یا فرصت‌طلب است. خیلی دوست داشتم که در پروژه‌ای کار کنم که افرادی غیر ایرانی آن را مدیریت کنند تا بفهمم آیا این مشکل در همه‌جاست، یا این که ویژه‌ی ما ایرانی‌هاست؟ همیشه افرادی هستند که هیچ طوری حاضر نیستند کار را زمین بگذارند و همیشه تعداد بسیار زیادی هستند که درکی از احساس مسئولیت و وجدان کاری ندارند.

 * Teamwork یا کار تیمی که کار گروهی هم ترجمه شده، اصطلاحی است که ترجمه‌ی فارسی مناسبی برای آن سراغ ندارم. چرا که واژه‌ی «تیم»، مفهومی برتر از «جمع یا گروه» دارد. برای مطالعه بیشتر می‌توانید به کتاب «پنجمین فرمان» مراجعه کنید.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩